دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یکی از سروده های من : شب نبودي تيرگي بر حال ما خنديد و رفت //صبح آمد شبنم اميد را برچيد و رفت //كهكشان تا كهكشان در انتظار ديدنت// چشم عاشق رد پاهاي تو را پاييد و رفت// آسمان گريان شد و ياقوت ريزان ابر شد// بر سرم دردانه هاي عشق را باريد و رفت// شام بود و ظلمت و تاري و عاشق خسته دل// مردمك آسا بزير پلك آراميد و رفت// ناز چشمت لحظه اي با چشم من پيوند خورد// همچو ماهي آمد آرام و ولي لغزيد و رفت// ابر چشمم جويبار گونه را سيراب كرد// خون دل از ديده ها بر گونه ها غلطيد و رفت// لحظه اي يادت تجلي كرد هنگام نياز// قلب عاشق را بناگه در خودش بلعيد و رفت //

1392/05/11 - 05:04

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)