دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دو شعری که دیوونه شونم؛

1392/05/11 - 15:36
3 ديدگاه
محمّد حسین حدّادزاده

مرا

تو

بی سببی

نیستی .

به راستی

صلت کدام قصیده ای

ای غزل؟

ستاره باران جواب کدام سلامی

به آفتاب

از دریچه ی تاریک؟

کلام از نگاه تو شکل می بندد .

خوشا نظر بازیا که تو آغاز میکنی !



پس پشت مردمکانت

فریاد کدام زندانی ست

که آزادی را

به لبان برآماسیده

گل سرخی پرتاب میکند؟

ورنه

این ستاره بازی

حاشا

چیزی بدهکار آفتاب نیست .



نگاه از صدای تو ایمن می شود .

چه مومنانه نام مرا آواز می کنی !



ودلت

کبوتر آشتی ست ،

در خون تپیده

به بام تلخ .



با این همه

چه بالا

چه بلند

پرواز میکنی !

" احمد شاملو "

13 سال و 2 ماه و 28 روز و 28 دقيقه قبل
محمّد حسین حدّادزاده

قطار می رود
تو می روی
تمام ایستگاه می رود
و من
چقدر ساده ام
که سالهای سال
در انتظار تو
کنار این قطار رفته ایستاده ام
و همچنان
به نرده های ایستگاه رفته
تکیه داده ام!
قیصر امین پور

13 سال و 2 ماه و 28 روز و 26 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

بازنشر

(2 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)