دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

اینکه مثلن عصر جمعه ای پاشی بری بازار چه سبزی و ببینی... زنی رو که جلوی سبزی فروشی این پا اون پا میکنه و پـــــسمانده سبزیهای اخر هفته ای رو از جلوی مغازه ها جمع میکنه و.......... برای گرفتن یه دونه بادنجان! خیره به مغازه داره مونده ...بعد با یه نایلون نه چندان پر از بــــــــازارچه میاد بیرون و فقط یه دونه از بادنجان ها رو برداره و ...بقیه شو بده به پــــــارکبان سر بازارچه! ...و مات و مبهوت نگاهش کنی و یه کم جـــــسارت کنی و بری نزدیک و ازش بپرسی چرا؟....و خیلی ساده بهت جواب بده "من فقط یکیشو لازم داشتم بقیه ش سهم من نبود".....اونوخته که اون ه بهت میخوره!!!

1392/05/11 - 22:33 در روزنوشت
12 ديدگاه
زهره

بعله...براى اطمينان ميتونيد سرچش کنين

13 سال و 1 ماه و 21 روز و 13 ساعت و 31 دقيقه قبل
◘◘◘ ₫Ⓐ₫®#€₥ ◘◘◘

کردم دست نوشته است

میتونی برا رفع ابهام تو دیدگاه بنویسی دست نوشته ...

البته فقط برا دلنوشت های این مدلی ...

بقیه که مشخصه ...

13 سال و 1 ماه و 21 روز و 13 ساعت و 26 دقيقه قبل
◘◘◘ ₫Ⓐ₫®#€₥ ◘◘◘

اگه زیادی ادبی بود بنویس دیگه ...

اگه دلنوشت ساده بود لازم نیس ...

بیام ببینم چی داری

13 سال و 1 ماه و 21 روز و 12 ساعت و 56 دقيقه قبل
زهره

من ادبياتم ضعيفه ...
ماه رمضونى از پذيراى شرمنده ... بفرمائين

13 سال و 1 ماه و 21 روز و 12 ساعت و 51 دقيقه قبل
زهره

نه شما فقط تذکر دادى اونم محترمانه ...من بيشتر دقت ميکنم

13 سال و 1 ماه و 21 روز و 9 ساعت و 5 دقيقه قبل
◘◘◘ ₫Ⓐ₫®#€₥ ◘◘◘

من چیکاره باشم تذکر بدم ،
تازه امروز دنبالت کردم ، برا دوستی بیشتر

13 سال و 1 ماه و 21 روز و 8 ساعت و 34 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)