دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

من نیستم مانند تو، مثل خودم هم نیستم تو زخمی صدها غمی، من زخمی غم نیستم با یادگاری از تبر، از سمت جنگ آمدی گفتم چه آمد بر سرت؟ گفتی که مَحرم نیستم مجذوب پروازم ولی، دستم به جایی بند نیست حالا قضاوت کن خودت، من بی‌گناهم! نیستم با یک تلنگر می‌شود، از هم فروپاشی مرا نگذار سر بر شانه‌ام، آن‌قدر محکم نیستم خواندی غزل‌های مرا، گفتی که خیلی عاشقم اما نمی‌دانم خودم، هم عاشقم هم نیستم!!

1392/05/12 - 20:01 در عاشقانه زیستن
1 ديدگاه
alla

باید که لهجه کهنم را عوض کنم
این حرفِ مانده در دهنم را عوض کنم

یک شمعِ تازه را بسرایم از آفتاب
شمع قدیم سوختنم را عوض کنم

هرشب میان مقبره ها راه می روم
شاید هوای زیستنم را عوض کنم

بردار شعر های مرا مرهمی بیار
بگذار وصله های تنم را عوض کنم

بگذار شاعرانه بمیرم از این سرود
از من مخواه تا کفنم را عوض کنم

من که هنوز خسته باران دیشبم
فرصت بده که پیرهنم را عوض کنم!!

13 سال و 1 ماه و 21 روز و 1 ساعت و 36 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)