دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ساعت مدت هاست که از نيمه شب روحم می گذرد...

1392/05/13 - 19:24
3 ديدگاه
♥ღ سکوت زندگی♥ღ

ساعت مدت هاست که از نيمه شب زندگی گذشته است و ارقامی که سال ها ی عمر را نشان می دهند در تجربه ی سراشيبی سفر بازگشتند...!!!

به نام سر فصل ها چه آن ها که نوشته شدند و چه آن هايی که سپيد ماندند تا کاغذ ها سياه نشوند

يک سلام پر رنگ و چند نقطه چين...به علامت جواب هايی که هرگز نداديم و يک دقيقه سکوت به احترام تمام لحظاتی که در انتظار پاسخ مان مردند...

خيلی وقت بود که نبود. آنقدر نرم و بی سر و صدا رفت که حتی نگاهم به اندازه ی امتداد يک تعجب پرسشگرانه هم نلرزيد . سقف اغلب خيس چشمانم يک ترک هم بر نداشت ...

زندگی شيبی است . عشق سيبی است . وای بر آن حال که در عشق پايبند نظم و ترتيبی است ؛ و اما تو ! قرار نبود آن وقت های تو جايشان را با اين زقت های من عوض کنند قرار نبود عشق هم مانند گيلاس،عيدی،تعطيلات،تابستان و ...اولش قشنگ باشد قرار نبود کسی سختش باشد بگويد دوستت دارم . قرار نبود کسی به هوای نشکستن دل ديگری بماند.قرار نبود هر چه قرار نيست باشد .قرار تنها به بی قراری بود و بس... گمان نمی کنم گناه من سنگين تر از نگاه تو باشد ! اما يقين دارم که کودک دلت کمتر از پيش بهانه ی لالايی های شعر گونه ام را می گيرد...

13 سال و 1 ماه و 16 روز و 9 ساعت و 42 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)