دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

:) مملی
:) مملی
codiljon777

@♥♥ دنيا ♥♥ شیخ مشغول استعمال ساقه ی گلی بود تا به عالم خلسه فرو رود و روایتی جدید سازد.ناگهان یکی از مریدان بر او وارد شد.شیخ هول کرد و رول در خشتک خود پنهان نمود.باری مرید تیز بود و بو برد و پرسید "یا شیخ خجالت نمیکشی؟"شیخ دستی بر ریش خود کشید و مرید دوباره پرسید "شیخ از برای چه چت میکنی؟"شیخ نگاهی به مرید انداخت و با لبخند پاسخش گفت "تا بخندم"مرید ماند اندر شگفت و پرسید "یا شیخ به چه میخندی؟"شیخ رول از خشتک بیرون نهاد دمی گرفت و پاسخ داد "به قبر ننت" مرید دامن از کف داد و از هیبت جواب شیخ خشتک خیس کرد و تا بلاد کفر دولا دولا باد از معده خارج کرد.

1392/05/14 - 17:13

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)