دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

نمیدانم شب ها من شاعر می شوم ُ را غزل باران می کنم !! یا تو بهانه میشوی ُ غزل غزل می بارم !؟!

1392/05/18 - 02:19
14 ديدگاه
khatere

کسی که دوستش دارم غزل است!
اسمش که نه ،
چشم هایش...

13 سال و 1 ماه و 11 روز و 1 ساعت و 34 دقيقه قبل
ارســـــلانـــــ

زبانت قصر شیرین است و من قاصر از شیرین بیانی

13 سال و 1 ماه و 11 روز و 1 ساعت و 32 دقيقه قبل
khatere

من طعم شیرین یافتن را در طعم تلخ از دست دادن یافتم!
و از این میان سهم من ، تنها یک "یادت بخیر" ساده بود...!

13 سال و 1 ماه و 11 روز و 1 ساعت و 28 دقيقه قبل
khatere

کار سختی ست دوست نداشتن تو !!!
باید بروم برای خودم کار دیگری دست و پا کنم...

13 سال و 1 ماه و 11 روز و 1 ساعت و 19 دقيقه قبل
khatere

بی راهه ها را دوست دارم .
آن زمان که به تو می رسند...!

13 سال و 1 ماه و 11 روز و 1 ساعت و 11 دقيقه قبل
ارســـــلانـــــ

گله ای نیست من و فاصله ها همزادیم

گاهی از دور تو را خوب ببینم کافی ست

13 سال و 1 ماه و 11 روز و 1 ساعت و 9 دقيقه قبل
khatere

اگر مشغله ات زیاد طول نمی کشد ،
تمام عمر اینجا منتظرت خواهم ماند...

13 سال و 1 ماه و 11 روز و 1 ساعت و 4 دقيقه قبل
ارســـــلانـــــ

من همین قدر که با حال و هوایت گهگاه

برگی از باغچه ی شعر بچینم کافی ست

13 سال و 1 ماه و 11 روز و 1 ساعت و 2 دقيقه قبل
khatere

تو از آن زمستان نمور ...
که از ارتفاعات برف گیر شانه هایت شروع میشد ، بی قرار تر شده ای...
با گنجشک های روی دامنت یکی دو تا میکنی...!!!

13 سال و 1 ماه و 11 روز و 58 دقيقه قبل
ارســـــلانـــــ

من همین قدر که گرم است زمینم کافی ست

13 سال و 1 ماه و 11 روز و 38 دقيقه قبل
khatere

ارتباط مشکوکی بین من و کشوی آشپزخانه ،
توازن زندگیم را به هم خواهد زد...
عاقبت!

13 سال و 1 ماه و 11 روز و 33 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)