دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

مرهم به دست و ما را مجروح می گذاری؟؟؟؟!!!!!

1392/05/19 - 10:48 توسط موبایل در میکده
23 ديدگاه
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

تـکه ای از من مجـروحش کـرد...امـا نمرد...افسوس کـه من مُردم...

13 سال و 1 ماه و 9 روز و 20 ساعت و 54 دقيقه قبل
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

می سوزم از سـوختنم چه بـاک ...
که من عادت دارم بـه این
سـوختن هـا ...

13 سال و 1 ماه و 9 روز و 20 ساعت و 47 دقيقه قبل
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

شعر مجروح مرا می خوانی...دم از مستی میزنی...

13 سال و 1 ماه و 9 روز و 20 ساعت و 44 دقيقه قبل
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙

من در این تاریکی
فکر یک بره ی روشن هستم
که بیاید علف خستگی ام را بچرد

13 سال و 1 ماه و 9 روز و 20 ساعت و 42 دقيقه قبل توسط موبایل
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

خـرابم هنـوز...
از نعش بی طراوتـم چی می خواهی تـو...
خستــــــــــگـی...آه!

13 سال و 1 ماه و 9 روز و 20 ساعت و 38 دقيقه قبل
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙

تو شبی
در انتظاری
ننشسته ای
چه دانی ؟

13 سال و 1 ماه و 9 روز و 20 ساعت و 32 دقيقه قبل توسط موبایل
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

در کـوی تـو منتظرم...
در عجبم چرا ساز جدایی می زنی؟!...

13 سال و 1 ماه و 9 روز و 20 ساعت و 26 دقيقه قبل
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙

دلی که بر سر کوی تو گم کنم هیهات
که جز به روی تو بینم به روشنایی باز

13 سال و 1 ماه و 9 روز و 20 ساعت و 23 دقيقه قبل توسط موبایل
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙

گفتم لب تو را که « دل من تو را برده ای »
گفتا : « کدام دل ؟ چه نشان ؟ کی ؟ کجا ؟ که برد ؟ »

13 سال و 1 ماه و 9 روز و 20 ساعت و 20 دقيقه قبل توسط موبایل
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

ماندم منتظر شاید روزی بیایی...
آمدی...
اما چه سـود سآز بی وفایی داشتی!!...

13 سال و 1 ماه و 9 روز و 20 ساعت و 19 دقيقه قبل
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙

در امتداد نور مي روم ، يادت همراه خوبيست، ير خلاف تو!!!!

13 سال و 1 ماه و 9 روز و 20 ساعت و 18 دقيقه قبل توسط موبایل
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

حرف هایت فلسفه از مهربانی دارد...که نرم می کند هر دل سنگ را...

13 سال و 1 ماه و 9 روز و 20 ساعت و 14 دقيقه قبل
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙

خاک من
زنده به تأثیر
هوای
لب توست
تو كدام عنصر عمري؟؟؟؟ آب آب

13 سال و 1 ماه و 9 روز و 20 ساعت و 12 دقيقه قبل توسط موبایل
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙

تا خرمنت
نسوزد
احوال ما ندانی

آه از زندگاني

13 سال و 1 ماه و 9 روز و 20 ساعت و 3 دقيقه قبل توسط موبایل
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

درگیرم من درگیری تو درگیریم ما در این زندگانی بی هوا چه می شود کرد باید ماند... باید سوخت... باید ساخت... سوختن از بی ساختن... ساختن در عطش ها سوختن... شاید این باشد دوام بی ثبات ....

13 سال و 1 ماه و 9 روز و 20 ساعت و 2 دقيقه قبل
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙

شبی و شمعی و جمعی
چه خوش بود تا روز

13 سال و 1 ماه و 9 روز و 19 ساعت و 55 دقيقه قبل توسط موبایل
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙

همه عمر سوختن را ، خاكستر كند ايام

13 سال و 1 ماه و 9 روز و 19 ساعت و 46 دقيقه قبل توسط موبایل
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙

از تو گم شده بودم كه چرا چنين كه آني؟؟؟؟



پاينده باشي دوست عزيز

13 سال و 1 ماه و 9 روز و 19 ساعت و 35 دقيقه قبل توسط موبایل
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

گم شدن در من !...گم شدن در غبار تنهایست...
.
.
.
.
مهرگان باشید و سپاس از همراهی دلنشین و صمیمانه ی شما دوست عزیز و بزرگوار بسی خرسند شدم از آشناییتون



13 سال و 1 ماه و 9 روز و 19 ساعت و 30 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)