سلام بابالنگ دراز عزیزم... کلی حرف تلمبارشده تودلم کلی هم اوف شده دخترت نیستی نازمو بکشی منم بهانه گیر میشم.........بگم از زنبورها بدم میاد همش نیشم میزنن....میترسم سالم نرسم کرج امشبم دندونم دردمیکنه...شباهم ازدردنیش خوابم نمیبره...کلی غر دارم ک بزنم...مث حالا ک ی بغضه تو گلوم ول نمیکنم.........دلتنگی هام زیاده.........کلی حرف دارم برات کلی درد...بابانیش زنبور درد داره خیلی ...یکم اعصابم خرابه فقط خودمو کنترل میکنم..........هیچکی نیس درک کنه گفتم ب تو بگم بهشون بگی سرم خیلی دردمیکنه و خستم از همه چیز.....هوفففففففففففف راستی بابا یادم رفت بگم امروز خندیدم مث سرخوش ها مامان برام گربه گرفت قراره (انگار فهمید جات خالی)فردابگیرمش پیشی کوچیکه منم دوس دارم ی هم صحیت داشته باشم.......کلی کاردارم کلی مشغله ...میدونم راهشو اما تنهایی سخته بابا ...راستی راستی تنهام بابا.....................دخترت میبوستت....کتی.....
1392/05/20 - 22:57 در
برای بابا لنگ دراز