جهت عضويت در Donbaler و دنبال کردنِ elysiume تمايل داريد ؟!

دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!

13 سال و 1 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 35 دقيقه قبلقصه مادر بزرگ ِ قصه گو برای ِ ما قصه بگو
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 33 دقيقه قبل

13 سال و 1 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 33 دقيقه قبلکجا میرین؟هنوز که تعریف نکرده..
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 30 دقيقه قبلمی ریم مستقر بشیم
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 29 دقيقه قبل

13 سال و 1 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 29 دقيقه قبلاحمد بیا بخواب سمت چپ...
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 28 دقيقه قبلدخترا شما سمت راست...
من من چی کجا بخوابم؟
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 28 دقيقه قبلامیر و کاوه هم برین پیش احمد
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 28 دقيقه قبلسریع ببینم
خانوم اجازه ما آب می خوایم
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 28 دقيقه قبلگفته باشم..من نه چایی میارم نه در باز میکنم نه تلفن جواب میدم..
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 27 دقيقه قبلباران دخترم بذار برسی. . . میتونی از قمقمت بخوری...
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 26 دقيقه قبلمگه ابدار چی یا نگهبانی امیر...
الان همتون کودکانی بیش نیستین...
راحت دراز بکشید
منم #نــه پیش این کچل میخوابم نه احمد

13 سال و 1 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 26 دقيقه قبل
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 24 دقيقه قبلدلتم بخواد..
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 24 دقيقه قبلکاوه بخوای شرارت کنی میندازمت بیرون
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 24 دقيقه قبلتا دلت بخواد مگه چشونه بچه ها به این خوبی..
کاوه جان یادم نمیاد باهات شوخی داشته باشم ...
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 24 دقيقه قبلمگه من باهات شوخی کردم!؟
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 22 دقيقه قبلآره حق نداری به داداش امیر من بگی کچل
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 21 دقيقه قبلدِههههههههههههههههه
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 21 دقيقه قبلاز الان دعوا...
بخوابید ببینم...
اصن من رو همین مبل دراز میکشم
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 21 دقيقه قبلاحمد داداش بعد از کلاس حالشو میگیریم..
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 20 دقيقه قبلداش امیر کیلو چنده

13 سال و 1 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 20 دقيقه قبلخب شروع میکنم...
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 20 دقيقه قبلیکی بود یکی نبود غیر از خدا دو نفره دیگه هم بودن....

13 سال و 1 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 19 دقيقه قبلخانوم اجازه ما گشنمونه
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 18 دقيقه قبلامیر بعد از کلاس این دخترا خانما که رفتن خونشون نگهش میداریم حبس در دیدگاه
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 16 دقيقه قبلبعد از داستان کاوه..
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 16 دقيقه قبلدر روزگارانی دور در قبیله ای از دیار عرب به نام قبیله عامریان رییس قبیله که مردی کریم و بخشنده و بزرگوار بود و به دستگیری بینوایان و مستمندان مشهور، به همراه همسر زیبا و مهربانش زندگی شاد و آرام و راحتی داشتند.
خانوم اسمشون چی بود؟
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 16 دقيقه قبلما چیزی مثل یک تندباد حادثه آرامش زندگی آنها را تهدید می کرد. چیزی که سبب طعنه حسودان و ریشخند نامردمان شده بود. رییس قبیله فرزندی نداشت. و برای عرب نداشتن فرزند پسر، حکم مرگ است و سرشکستگی...
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 15 دقيقه قبلرییس قبیله همیشه دست طلب به درگاه خدا بر می داشت و پس از حمد و سپاس نعمتهای او، عاجزانه درخواست فرزندی می کرد
دخترم اسمش سید عامری بوده...
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 14 دقيقه قبلاحمد کاوه امیر گوش میدین یا نه؟
بزار یکم قضا میل کنم

13 سال و 1 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 13 دقيقه قبلبله بله...ادامه بدین..
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 13 دقيقه قبلاحمد..نیشگونش بگیر..
خلاصههههه
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 13 دقيقه قبلیه پسر خدا بهشون میده بعد از کلی دعا...
اسمشو میذارن قیس... قیس ابن عامری..
خانوم اجازه کاوه موقع خوردن دهنشُ صدا می ده ما حواسمون پرت میشه
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 12 دقيقه قبلملچ مولوچ میکنه..
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 12 دقيقه قبلامیییییییییییر... احمد نه این کارو نکن میندازمتون بیرونا...
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 11 دقيقه قبلخلاصه پسر بزرگ میشه...
بزرگ میشه بهترین دایه ها و تربیت رو داشته
از یه خانواده اصیل که خیلی خوب تربیتش کرده بودن
کاوه یه حرکت دیگه ببینم میندازمت بیرون...
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 11 دقيقه قبلخوب گوشاتون بگیرین اینطوری

13 سال و 1 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 10 دقيقه قبلیه پسر خوش تیپ و با ادب و فهمیده حالا بزرگ شده
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 9 دقيقه قبلموقع دانشگاه رفتنش شده...
همین که میره سر کلاس کلی پسر و دختر هم سر کلاس نشسته بوده

13 سال و 1 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 8 دقيقه قبلخانوم اون موقع یونی هم بوده؟
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 8 دقيقه قبلاز قضا یکی از دختران قبیله روبرو هم تو اون کلاس بوده
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 7 دقيقه قبلاون دختر خیلی خوشکل و مودب بوده... طوری که قیس خاطر خواه اون دختر میشه
اره دیگه حالا اسمش فرق داشته دخترم...
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 7 دقيقه قبلمکتب مثلا
امیر داداش یه نخ کِنت بده بیاد
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 7 دقيقه قبلخانوم اجازه؟ در چه رشته ای درس می خوندن؟
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 7 دقيقه قبلداستان عشقولانه دوس ندارم...
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 6 دقيقه قبلدوف دوفی جنگی دوس دارم..
خانوم این #دودکش رو بندازین بیرون
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 6 دقيقه قبلباران خانوم
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 6 دقيقه قبلاز اونجا به بعد دیگه کلاس و درس بهانه میشه واسه قیس
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 4 دقيقه قبلاسم دختر لیلی بوده. . . لیلی هر روز با طنازی و چهره ای امیخته از عشق قدم به قدم با مجنونش راهیه مکتب میشده
خانوم مکتبشون حراست نداشته؟
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 3 دقيقه قبل
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 3 دقيقه قبلکاوهههههههههههههههههههههههههه
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 3 دقيقه قبلاحمد و امیر اختیار تام دارین اینو بنداین بیرون و هر بلایی خواستین سرش بیارین
اصن این قصه رو نمیگم...
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 2 دقيقه قبلاینو گوش بدید...
قصه خرگوش باهوش
عجب داستان شیرینی فقط گوش میدم
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 1 دقيقه قبلوُلک خانوم معلم مُو یه تنه 100تا بچه تهرونی و حریفم
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 1 دقيقه قبلقصه خرگوش میخوام چیکار ادامه ش رو بگین خب
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 1 دقيقه قبلخانوم ما داریم یاد برند آلفرد می افتیم
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 3 ساعت قبلکاوه تو حالا بیا یه نوشابه تهران بخور بعد قمپز در کن...

13 سال و 1 ماه و 5 روز و 3 ساعت قبلخانوم امیر رهگذر داره با فرشته چرت مذاکره می کنه ...
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 3 ساعت قبلنه حراست نداشته دخترم ...
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 59 دقيقه قبلاون موقع همه جنبه داشتن بعدم همه واقعی همو دوس داشتن...کسی فکر بد نمیکرده.... الان کمن اون ادمایی که واقعا دوست بدارن... بگذریم.. دخترم بیا بشین اینجا طرف این بچه ها نرو...
نمیدونم سوگند کجا رفت...
خب چیکار کنم هی مزاحم میشه..
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 59 دقيقه قبلخانم سوگند خوابیده ...
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 59 دقيقه قبلامیر گوش کن داستانش قشنگه...
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 57 دقيقه قبلعشقولانست اخرش جنگی میشه ها... بگم یا نه؟
زود تصمیم بگیرید
الهی خب بذار بخوابه سوگند... قربون دخترم برم... ببینید چه ناز خوابیده
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 57 دقيقه قبلخانوم ما دشّویی داریم ...
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 57 دقيقه قبلباشه دخترم برو خب زود بیا. . .
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 56 دقيقه قبلآخرشو تعریف کن..
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 56 دقيقه قبل@گـلـپــری
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 55 دقيقه قبلنمیشه دیگه. . . همه مزش به اینه که از اول گوش بدی...
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 55 دقيقه قبلاصن اجباریه فهمیدی؟!
احمد خوشش اومده باران دخترمم که دوس داره. . .
رای با اکثریته.. بشین گوش بده پسرم...خب؟
خلاصه اش رو بگو
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 54 دقيقه قبلععععع چرا پامو له میکنی...خانوم ببین بهاری رو جلوشو نگاه نمیکنه رد میشه..
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 54 دقيقه قبلاره دیگه دارم خلاصه میگم احمد پسرم...
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 53 دقيقه قبلاشتباهی بود دیگه.... باران دخترم عذر خواهی کن...
چرا پاهاتونُ تو راه دخترا دراز کردین خب
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 52 دقيقه قبلایششششششششششش ببخشید
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 52 دقيقه قبلخب داشتم میگفتم...
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 51 دقيقه قبلخلاصه اینا هر روز صبح با یاد هم و گاهی صدای هم بیدار میشدن
اخه لیلی پنجره اتاقش تو خیابون بود... مجنون صبا میمومد زیر پنجره مینشست اینقدر صدا میزد لیلی لیلی لیلیه من تا لیلی بیدار میشد

13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 51 دقيقه قبلخانوم اجازه این باران خانوم سیگارامو قایم کرده
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 51 دقيقه قبلافرین دخترم... بیا بشین پیش خودم...
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 51 دقيقه قبلآخ جوون قصه قصه
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 51 دقيقه قبلراه دخترا کدومه؟ جا نیست کنار دستشویی نشوندین ماهارو..
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 50 دقيقه قبلکاوه میدم لهت کننااااااااا
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 50 دقيقه قبلباباش هیچی بهش نمی گفت خانوم؟
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 50 دقيقه قبلامیر مگه راه دخترا فقط به دستشویی ختم میشه اخه

13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 49 دقيقه قبلبعدم اینجا یه مهد مجلل هستش....
الان شما همه رو پر قو خوابیدین
امیر راس میگه خوب داریم از بوُ دسشویی خفه میشیم
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 49 دقيقه قبلنه عزیزم... بهشون اطمینان داشتن...
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 48 دقيقه قبلمیدونستن که بچه های خوبی هستن. . .
خانوم ببینین نمی ذارن قصه رو گوش بدیم ...
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 48 دقيقه قبلیه روز لیلی و مجنون قرار میذارن که زیر درخت بید مجنون همو ببینن... ساعت سه نصف شب قرار میذارن...
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 47 دقيقه قبلاصن محلش نذارید این کاوه یکم تعطیله خب....
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 47 دقيقه قبلهمشهریمه میدونم یه چیزی
سه نصفه شب؟

13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 46 دقيقه قبلاین قصه برای رده سنی کودکان مناسبه آیا؟!
@فردایی دیگر
خانوم اجازه امیر هی نشکون میگیره
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 46 دقيقه قبلخلاصه مجنون میره سر قرار اما یکم زودتر میرسه و چون یه نیم ساعت زودتر میره همونجا زیر درخت خوابش میبره...
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 46 دقيقه قبلاره نتیجه اخلاقی داره...
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 45 دقيقه قبلگلپری خدا کچلت کنه
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 45 دقيقه قبلخانوم اون موقع هم فرشته چرت بوده ینی؟
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 45 دقيقه قبلمجنون کیه؟ قیس کو پس؟
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 45 دقيقه قبللیلی راس ساعت سه میرسه به زیر درخت بید مجنون
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 44 دقيقه قبلاما میبینه که مجنون خوابه...
آره عزیزم فرشته چرت حتی قبل از ادم و حوا بوده...
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 43 دقيقه قبلقیس خب همون مجنونه دیگه امیر...
خب داشتم میگفتم لیلی میذاره میره. . .
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 41 دقيقه قبلصبح میشه و هوا روشن میشه. . .
مجنون از خواب بیدار میشه..
میدونید چی میبینه بچه ها؟
کی اسمشو عوض کرد؟
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 41 دقيقه قبلهمون موقع که تو نبودی. . .
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 39 دقيقه قبلمی بینه لیلی نیست ...
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 39 دقيقه قبلاون موقع هم دو اسمه بودن یعنی؟
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 38 دقيقه قبلیه شتر میبینه..برند لکسوس
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 38 دقيقه قبلمی بینه لیلی براش بالشت آورده و یه یادداشت گذاشته تو که خوابت میومد بیخود کردی منُ بیدار کردی
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 37 دقيقه قبلو رفته ...
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 37 دقيقه قبلاره عزیزم میبینه لیلی نیست و اینکه شب باهاش قرار داشته. . .
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 36 دقيقه قبلوقتی پایین پاشو میینه میبینه که یه عالمه گردو پیش پاش گذاشته میفهمه که لیلی داده بهش...
لیلی رو میبنه فرار کرده
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 35 دقيقه قبللیلی فسنجون دوست داشته یعنی؟
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 35 دقيقه قبلاحمد و کاوه چقدر ساکت شدن...

13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 35 دقيقه قبلاره گلپرم دو اسمِ بودن...
امیر
الان یه نتیجه اخلاقی بگیرین...
چه قصه عجیبی شد مریم خانم . نه به اون اولش نه به این آخرش
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 35 دقيقه قبلگردوها رو می خوره و می ره که تو خونشون مسواک بزنه ...
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 34 دقيقه قبلتصمیم میگیره یه ساعت مچی هم بخره که دیگه زود نرسه
نه گردو پنیر با چایی شیرین دوس داشته گلپر. . .

13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 34 دقيقه قبلاحمد
گردو ها رو میکاره تو زمین تا بعدها خانم معلم باهاشون ترکه درست کنه به بقیه درس یاد بده
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 33 دقيقه قبلمیتونه اینا هم ازش نتیجه گیری شه دخترم باران...چه هوش و زکاوتی...

13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 32 دقيقه قبلاحمد پسرم کجاش عجیبه؟ تا توضیح بدم..
گلپر نه این نتیجه گیری نمیشه....
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 32 دقيقه قبلگردوها رو می کاره یهو می بینه ای بابا اینا لوبیای سحر آمیزه نه گردو ...
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 31 دقيقه قبلازش می ره بالا ...
از خونه آقا غوله تو ابرا مرغ تخم طلا رو میاره که هر روز براش تخم بذاره و بتونه با لیلی زندگی خوبی داشته باشه
نتیجه میگیریم که آدم هیچ وقت عشقشو از خواب بیدار نمیکنه...
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 30 دقيقه قبلمیذاره خوب بخوابه خستگیش در بره تازشم واسش گردو میذاره صبح که پا شد صبحانه بخوره...
بهله... فدای ذهنای منحرفتون بشم... خب اخه این مجنون میتونه بابای من باشه لیلیم خودم باشم...
حتما که نباید دخترو پسر باشه خب..
امیر نمیدونم رفت چیکار کنه...
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 29 دقيقه قبلامیر خنگ نزنی ها...
خیلی لوس بوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووود
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 28 دقيقه قبل#مریم آخه من خودم یه پسر و دختر دارم بچه هام هستن بعد کی شدم پسرت خبر ندارم

13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 28 دقيقه قبلاین که اول اسمشون فضایی بود بعدش شد لیلی و مجنون عجیب خب . نکنه داستان های باور نکردنی یه
دوف دوفی نداشت گولم زدی..
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 27 دقيقه قبل
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 27 دقيقه قبلمریم سعی کن این بار قصه گفتی ولی سری بعد نگی، خواب بچه ها همه پر زد و رفت، دل به دریا زد و رفت
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 26 دقيقه قبلبالاخره لیلی مجنون بود یا قیس
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 26 دقيقه قبلاگه قیس مجنون بود که اون اول اومد لیلی رو از خواب بیدار کرد ...
تناقض داره خانوم نتیجه تون با داستان...
امیر دوف دوفی داشته که!!! اونجا که گردوها به بار نشستن و هر کدوم شدن یه درخت بزرگ گردو و محصولاتشون تالاپ و تولوپ داره میفته زمین میگه دوف دوف دیگه
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 26 دقيقه قبللیلی با گردو نشونه می گرفته به مجنون که بیدارش کنه اما خوابش خیلی عمیق بوده و بیدار نشده
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 24 دقيقه قبلخانوم میشه از اول تعریف کنی؟
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 22 دقيقه قبلدوف دوفش کم بود تازشم این داستان تو سرکان اتفاق افتاده بود آیا؟
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 22 دقيقه قبلاِ خب ببخشید احمد. . . به سلامتی شما متاهل هستین پس... نی نیاتونو ببوسید...
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 22 دقيقه قبلامیر قول میدم دفعه بعد دوف دوفی باشه...
کاوه سیگارو.. بو سیگار میدی برو بیرون... اااااااااااااااااااااااااا
گلپر ببین سوگند که خوابش یرد...
واه واه

13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 20 دقيقه قبلگلپری این قلیونو واسه تو چاق کردم
نه امیر اونجا نبوده...
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 19 دقيقه قبلباران جان تو به این کارا کار نداشته باش همون نتیجه ای که من گفتم...
شلوغ نکنید تا ماماناتون یا باباهاتون بیان ببرنتون...
شما خودتونین . منم مجردم شایعه نسازین خب
اما بچه هام رو از پرورشگاه آوردم بزرگ کردم 
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 19 دقيقه قبلدخترا پاشین بریم تو حیاط

13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 18 دقيقه قبلپسرا می خوان برا کاوه جشن پتو بگیرن
احمد جان تو هم خوب میشی پسرم... اصن غصه نخور... اینجا همه مثل همن همه شیرین عقل و تعطیل. . .

13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 16 دقيقه قبلکاوه کاوه کاوه
باران خانوم

13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 15 دقيقه قبلالیسا
دستت درد نکنه مریم خانم ... غُصه خوردنی نیست ، غورت دادنی ی ِ ... مث ِ بغض میمونه ...
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 13 دقيقه قبلهیف که انگشتام میگن برو یکم غذا بخور وگرنه ی ِ قصه دنباله دار می نوشتم : )
البته *قورت
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 12 دقيقه قبلقورت دادنی. . .خب قورتش ندین دیگه ما غصمون میشه. . .
من سوادم اندازه غورت بود خب !!! : )
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 9 دقيقه قبلباجه . . .!!!
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 7 دقيقه قبلگلپر جونم نونهالان دیگه چه به دردشون میخورد چه نمیخورد گوش دادن که
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 8 دقيقه قبلبرو کنار دارم اتاری بازی میکنم..
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 8 دقيقه قبلخیلیم قشنگ بود اصنشم فردا...
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 4 دقيقه قبلاتاریتو به منم قرض میدی امیر؟!
آره مریمی..بیا مال تو..
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 3 دقيقه قبلمیسییییییییییییییییییییییییی
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 1 دقيقه قبلدلتون آآآآآآآآآآاب
من خودم بازیای ایپدمو دارم ...اتاری چیه اصنش؟
13 سال و 1 ماه و 4 روز و 23 ساعت و 58 دقيقه قبلمریمی قصت خوب بودشا
..اول داشتا اما اخر نه ..
..
13 سال و 1 ماه و 4 روز و 23 ساعت و 57 دقيقه قبلآره میدونم...
13 سال و 1 ماه و 4 روز و 23 ساعت و 50 دقيقه قبلمن قصه هام کلا اینطوریه...
آتاری به این خوبی...
13 سال و 1 ماه و 4 روز و 23 ساعت و 50 دقيقه قبلبچه ها یه نفر دواتمو برداشته همینجور هی داره قلم میزنه بهش کاغذا رو خط خطی میکنه ..نمیتونم چیزی هم بهش بگم ..
13 سال و 1 ماه و 4 روز و 23 ساعت و 48 دقيقه قبلگوش آدمها گاهی به عنوان ولوم بکار میره...کمی بچرخونش تا تنظیمش کنی..
13 سال و 1 ماه و 4 روز و 23 ساعت و 47 دقيقه قبلکیییییییییییییییییییییی؟!
13 سال و 1 ماه و 4 روز و 23 ساعت و 46 دقيقه قبلنمیشه خب از عناصر بزرگتر هستش....

13 سال و 1 ماه و 4 روز و 23 ساعت و 43 دقيقه قبلیکی از اشناهای باباست مریمی ...یادم رفته بود وسایلمو بردارم از رو میز کوچیکه ی تو سالن ..دیدن حس هنریشون تحریک شد
خب پس خرابکاری در کار نیست..بزار کیفور باشه..
13 سال و 1 ماه و 4 روز و 23 ساعت و 41 دقيقه قبلچیو خرابکار در کار نیست ..قلمایی که دستشه خیزرانه ...دقیقا با این فشاری که دادن دیدم سریکشون شکسته ..
13 سال و 1 ماه و 4 روز و 23 ساعت و 39 دقيقه قبلالهی...
13 سال و 1 ماه و 4 روز و 23 ساعت و 39 دقيقه قبلخب پس عیب نداره بذار لذت ببره و خوش باشه...
شما منو درک نمیکنید که چقدر سخته تراشیدن خوب و درست سر قلم
13 سال و 1 ماه و 4 روز و 23 ساعت و 38 دقيقه قبلآهای عامووووووووووووو
13 سال و 1 ماه و 4 روز و 23 ساعت و 38 دقيقه قبلبیا قلمای خیزرانه دوستمو بده خب
هعی مریمی کار از کار بشد قلمو شکست
..حالا از این قلمای معمولی تو خونه دارما روم نشد ببرم بدمشون
13 سال و 1 ماه و 4 روز و 23 ساعت و 36 دقيقه قبلدرک میکنم...من باشم خیلی رک میگم که دارین ابزار کارمو خراب میکنین..
13 سال و 1 ماه و 4 روز و 23 ساعت و 36 دقيقه قبلممنونم ...اما من روم نشد....
..به قول شما دیدم کیفوره دلم نیومد ولی خب بابت قلمم هم حرص میخوردم...
13 سال و 1 ماه و 4 روز و 23 ساعت و 33 دقيقه قبلحالا باید بذارم فردا سر حوصله باز بتراشمشون..
عیب نداره عزیزم...
13 سال و 1 ماه و 4 روز و 23 ساعت و 30 دقيقه قبلغصه نداره این چیزا...
ادم اگه به یه کاری علاقه داشته باشه هیچ وقت خسته کننده نیست واسش
درسته گلم
...خسته کننده نیست 
13 سال و 1 ماه و 4 روز و 23 ساعت و 29 دقيقه قبل
راستی آخر داستانتون به کجا رسید ؟!
13 سال و 1 ماه و 4 روز و 23 ساعت و 26 دقيقه قبلاخرش این شد که هر دوشون گردو ها رو اوردن در خونه ما ...صبا با نون پنیر میخورمشون
13 سال و 1 ماه و 4 روز و 23 ساعت و 25 دقيقه قبلشما
که بودی تا آخر داستان. . .
13 سال و 1 ماه و 4 روز و 23 ساعت و 22 دقيقه قبلنخیرم خودم ورشون داشتم گردوهارو...
13 سال و 1 ماه و 4 روز و 23 ساعت و 21 دقيقه قبل#فردایی انگاری این دوستت داستان عاشقی خودش رو نوشته . بابا لیلی و مجنون . با آروزی ِ روزای ِ خوب ...
13 سال و 1 ماه و 4 روز و 23 ساعت و 15 دقيقه قبلعشق؟! چی هست اصن...
13 سال و 1 ماه و 4 روز و 23 ساعت و 9 دقيقه قبلفردا بیا بگو تو که منو دیدی میشناسی بیا بگو ...
آرزویِ روزایِ خوب که فقط مال لیلی و مجنون نیست مال همست..
مریم راست میگه اقا امد...
..گردوها پیش منن نصفشونو خوردم با پنیر ...خیلی دوست دارم دست لیلی درد نکنه ..با تشکرات فراوان از مجنون نیز
13 سال و 1 ماه و 4 روز و 23 ساعت و 6 دقيقه قبلمریمی جونم راست میگه ارزوی روزای خوب مال همست
13 سال و 1 ماه و 4 روز و 23 ساعت و 3 دقيقه قبلنیومده صاحب شدی ها دوستم...
13 سال و 1 ماه و 4 روز و 23 ساعت و 2 دقيقه قبلمیگم گردوها مل خودمه...
گردوهای خودمهههههههههههههه.....
13 سال و 1 ماه و 4 روز و 22 ساعت و 59 دقيقه قبلنخیرم...
13 سال و 1 ماه و 4 روز و 22 ساعت و 58 دقيقه قبل#عشق اون که آدمی تشنه بودنش ِ ...


13 سال و 1 ماه و 4 روز و 22 ساعت و 57 دقيقه قبلمنم واسه لیلی و مجنون آرزو نکردم واسه خودتون و مخاطب زندگیتون .
ما که خسیس نیستیم خب .
#فردایی دوستت به من میگفت پسرم !!!
مریم گردوها رو نیمشو خوردم چیزی نمونده دیگه که
13 سال و 1 ماه و 4 روز و 22 ساعت و 57 دقيقه قبلبس که مهربونه دوستم
13 سال و 1 ماه و 4 روز و 22 ساعت و 55 دقيقه قبلمن مخاطب ندارم کههههههههههههههه






13 سال و 1 ماه و 4 روز و 22 ساعت و 52 دقيقه قبلآها مخاطبِ نداشتم... مهرتون سپاس که از الان واسش دعا میکنید
آها کاملا مشخصه که اصن خسیس نیستین...
شما هم به مخاطبتون اونطوری که دلتون میخواد برسید. . .
هنوزم میگم پسرم...
فردا دست زدی به گردوها میگم امیر قلم دستتو بشکنه...
وااااااااای چه خشن شدم نه؟ جذاب میشم وقتی خشن میشم
فقط اشاره کن...
13 سال و 1 ماه و 4 روز و 22 ساعت و 51 دقيقه قبلچه همدستی هم میکنن با هم
خانم معلم بیاد ببینه دارین توطئه چینی میکنین 
13 سال و 1 ماه و 4 روز و 22 ساعت و 5 دقيقه قبل