دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

... یک مداد کنته برداشت. گفت: «بگذار خال روی لب هات رو تکرار کنم.» خال سیاه کوچکی طرف راست بالای لبم بود. آیدین یکی هم طرف چپ گذاشت. من دردم گرفت. اما چیزی نگفتم. گذاشتم که خوب پر رنگش کند؛ و در آینه نگاه کردم و خندیدم. گفت: «اصلاً خوب نشد. پاکش کن. بیا من پاکش کنم.» گفتم: «حالا بگذار برای بعد.» گفت: «نه. من اشتباه کردم. چیزهای قشنگ، تکرار نمی شوند.» ... (سمفونی مردگان)

1392/05/25 - 02:06 در یک فنجان کتاب گرم
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)