دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

@dina.behdad.)zAhRaⓐⓛⓞⓝⓔ) و @عدس پلو !(خندون دنبالر) اینم قصه درخواستی:: یه روزی یه آقا خرگوشه رفت تو جنگل بازی کنه همین طور که تو جنگل می رفت رفت رفت رفت رفت رفت رفت رفت رفت رفت به دریاچه خوشگل رسید..یه گل خوشگل از کنار دریاچه چید و راه افتاد یهو تو مسیر راه آقا گرگه دیدش و دنبالش راه افتاد..خرگوش قصمون که خیلی باهوش و زرنگ بود..فهمید و همین طور رفت رفت رفت رفت رفت رفت رفت تا اینکه به یه جایی آقا گرگه یهو پرید جلوش با چنگولاش زد رو تن خرگوشه خرگوشه از تموم تنش خون میومد بیرون بعد با پنجه هاش دور گردنشُ گرفت، خرگوشُ گذاشت تو دهنش و همین طور خون از دهنش می چکید خب بچه های گلم قصه ی ما بسر رسید کلاغه بخونش نرسید..خوب بخوسین من برم کار دارم

1392/05/25 - 16:30
بدون دیدگاه
دیدگاه غیرفعال شده است.

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)