دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

خونمون نزدیک هم بودا... انقدر تنها نبودم الان @پسرک

1392/05/28 - 19:55
13 ديدگاه
سـیـاوشــ

حرف میزدیم و...
انقدر که تموم بشه هرچی تو دلمونه...
اون موقع میخندیدیم

13 سال و 1 ماه و 1 روز و 35 دقيقه قبل
پسرک

ی روز پاشو بیا اینجا با بچه ها میریم میچرخیم
کار هر روزمون

13 سال و 1 ماه و 1 روز و 30 دقيقه قبل
سـیـاوشــ

کوفتشون بشه با تو میچرخن خو دیوانه چرخیدن شب حال میده که من شب باید برگردم اینور دیگه، وسیله شخصی ندارم که راحت هروقت دلم خواست برم بیام

13 سال و 1 ماه و 1 روز و 26 دقيقه قبل
سـیـاوشــ

هتل‌ه مگه؟ ... گفتی خونتون دلم واسه اون خواهرزاده لوست تنگ شد چطوره؟

13 سال و 1 ماه و 1 روز و 23 دقيقه قبل
سـیـاوشــ

درضمن مامان پاکسرشت رفته اسدآباد، پاشو بیا تهران یکی دو روز با هم باشیم

13 سال و 1 ماه و 1 روز و 22 دقيقه قبل
سـیـاوشــ

بابا پاکسرشت که خیلی دوسش داری بعدازظهر هست فقط ... هروقت دوست داری بیا، اصلاً چهارشنبه بیا که استادیوم ببرمت

13 سال و 1 ماه و 1 روز و 12 دقيقه قبل
پسرک

استادیم ؟ بازی استقلال ؟ عمرا ؟ خیانت ؟

13 سال و 1 ماه و 1 روز و 8 دقيقه قبل
سـیـاوشــ

الان بحث ایران‌ه... بیا بیا فقط زورم میاد 12ت پول باید بدم گرون کردن همه چی رو نامردا

13 سال و 1 ماه و 1 روز و 6 دقيقه قبل
سـیـاوشــ

نمیشه ، بازی آسیایی‌ه خیلی فازی میده...

13 سال و 1 ماه و 1 روز و 2 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)