دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یه چند وقتیه که دوره من خلوته...

1392/05/29 - 01:42
2 ديدگاه
بابا مانی ( بزرگ خاندان )

یه چند وقتیه که دوره من خلوته
حالا داشت موند با همین یه ورقه
که قلم میرقسه روش عین اون جمیله
همه نمک نشناسین عیبتون همینه

اشتب از منه که دستو تا ارنج عسل کردم
هار شدین اره؟
قیدشو زدم بیخیال رفیق
دوست میشه بات یه زیقی جای شیر

بگذریم دل ما پر تر از ایناست یه الافیم تو شهر تا شب دودو سیگار
اصن نمی دونیم ایجا چیکاره حسنیم
سیر دود عالمیمو بازم همیشه نسخیم
ای خاک تو سرم یه عمره خوابیدم
میگم با تجربم هه چاییدم
یه پیرمرد تو جلد جون ٢٠ ساله
یه سگ ولگرد یه لاشخور بی صاحب
ببین بابا! ددیو نگفتم که
خیابونو میگم حاجی
اگه قسمت شه
میری توام توش یه قدمی بزنی
بین گرگا نمه نفسی بتنی
عمو اینجا کون لختاش خیلی زیادن
مایه دارای مغزی که هنوزم پیادن
این ما ایم که میبینی یه رفیق داریم
سیگارو گاری روش تو وقت بیکاری خداییش بیماریم

13 سال و 1 ماه و 2 ساعت و 44 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

بازنشر

(8 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)