همه چیز ... از یه لایک شروع شد . . . ! یه شب , دلم گرفته بود ... من نوشتم ... , اون لایک می کرد ... اون می نوشت , من ... لایک می کردم ... هر دو , یک درد داشتیم ... ! ... درد تنهایی ... نوشته هامون , به دلِ یکدیگر می نشست ... ! شروع کردیم به , کل ... شبِ بعد . . . ! سر همون ساعت ... و..... روزها گذشت. . . ! دیگر او ... یک , اوی ... معمولی نبود ... ! او ... تمام زندگی من بود . . . ! او ... پاره ای از وجودم شده بود ... ! او , سراسر ... آرزو و امید من شده بود . . . ! گذشت و , گذشت ... تاریخ ... , تکرار شد . . . همین اتفاق , دوباره افتاد ... روزی او , شعری نوشت ... دیگری ... برایش لایک زد . . . ! گویی , لایک اش خوشگل تر بود ... خوش آب و رنگ تر , بود . . . ! صفای دیگری داشت ... اینجا بود که ... فهمیدم :.. اوی من . . . ! با یک لایک , آمد ... و با یک , لایک ... رفت . . . !!!
1392/05/30 - 11:31 در
بروبکس توییت