جهت عضويت در Donbaler و دنبال کردنِ فردایی دیگر تمايل داريد ؟!

دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
بود به کیش عاشقان اخوان یوسف را گنه
13 سال و 29 روز و 20 ساعت و 56 دقيقه قبلآسایش یعقوب را شوق زلیخا می برد
دین و دل و هر چیز بود آن ترک غارتگر ستد
ماندست ما را نیم جان ، آن نیز گویا می برد
هر چند عذرا می برد با وامق استغنا ز حد
این سوز وامق عاقبت آرام عذرا می برد
صدق محبت می کند در چشم مجنون توتیا
هر خاک کان باد صبا از کوی لیلی می برد
با آن که تیر جور او در جان من زد چاکها
آلوده گشته خنجرش ما را به دعوا می برد..
هرچند کام جان من تلخ است زان زهر ستم
13 سال و 29 روز و 20 ساعت و 55 دقيقه قبلاین تلخی کام من آن لعل شکرخا می برد
شوق جمال دلکشت حاجی پی گم کرده را
گاهی به یثرب می کشد گاهی به بطحا می برد
ای شیخ این آلوده را در سلک پاکان جا مده
کاین رندی من عاقبت ناموس تقوا می برد
در دیر پیش کافری دل در گرو مانده مرا
زاهد من بیچاره را سوی مصلی می برد
محنت کشیدن خوش بود لیک از برای یار خود
بی عاقبت باشد که رنج از بهر دنیا می برد.
فارغ دلان را آورد عشرت پرستی سوی شهر
13 سال و 29 روز و 20 ساعت و 53 دقيقه قبلدیوانه عشق ترا غم سوی صحرا می برد
بپذیر عذرم چون کنم بی طاقتی ها در غمت
گر کوه باشد جان من این حسنش از جا می برد
ای هوشمندان بر رخش آهسته می باید نظر
کان عشوه های جان ستان دل بی محابا می برد
ما را نباشد در جهان غیر از دل پر غصه ای
در حیرتم زان بی خرد کو رشک بر ما می برد
فرهاد بعد از بیستون زد تیشه بر سر، صبر بین
اشرف هنوز از بهر او شرمندگی ها می برد.
اذر بیگدلی.
@باران بهاری ..

13 سال و 29 روز و 20 ساعت و 52 دقيقه قبلاین شعر رو امروز خوندم انقدر زیبا بود که خواستم تو هم بخونیش ملیکا جون
ممنون دوستم مریم جون

13 سال و 29 روز و 20 ساعت و 49 دقيقه قبلخواهشت دوست جونم ملیکا

13 سال و 29 روز و 20 ساعت و 48 دقيقه قبلدیروز از نوشته شما تو همایش استفاده کردم. ممنون

13 سال و 29 روز و 20 ساعت و 45 دقيقه قبلجات خالی پرگل هم بود
امیدوارم به دردتون خورده باشه دوستم جون..
13 سال و 29 روز و 20 ساعت و 42 دقيقه قبلاگر میدونستم میبینش بهت میگفتم لپش رو محکم بکشی ..
بعدم پر گل قول داده بود شما رو دید از طرف من روی ماهتو ببوسه ..بذار بیاد ..بذار بیا...
از همونی که خودت نوشته بودی استفاده کردم.

13 سال و 29 روز و 20 ساعت و 39 دقيقه قبلعیب نداره ... دفه بعد جبران می کنم
باعث افتخارم شده پس

13 سال و 29 روز و 20 ساعت و 38 دقيقه قبلاره دفعه دیگه خبرم کن
اختیار دارید ... باعث افتخار من شد.
13 سال و 29 روز و 20 ساعت و 27 دقيقه قبل