دیشب با دوستم رفته بودم سفره خونه روبروی تخت ما یه دختر پسر نشسته بودن که پسره پشتش به تخت ما بود، معلوم بود با هم دوست هستند، اتفاقی چشمم به چشمه دختره افتاد, قشنگ معلوم بود پسره عاشقه دخترست،دختره شروع کرد به آمار دادن، سرمو انداختم پایین,دفعه بعدی تحریک شدم با نگاه بازی کردیم. خلاصه یه کاغذ برداشتمو به دختره علامت دادم،با نگاهش قبول کرد بلند شدن،پسره جلو رفت که حساب کنه دختره به تخته ما رسید دستشو دراز کرد کاغذ رو گرفت، براش نوشته بودم . . . . . . . . خیـــــــلی پَستی (نمیدونم واقعا چرا بعضی دخترا این کارارو میکنن)
آفرین
و همینطور بعضی پسرا
13 سال و 25 روز و 16 ساعت و 31 دقيقه قبل
واقعا بعضی پسرا هم اینجورین.........
13 سال و 25 روز و 16 ساعت و 30 دقيقه قبل