دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

شعر از شاعر معاصر ( نظر )

1392/06/03 - 00:35
1 ديدگاه
مصطفی - 229

من با امید آمدنت،مانده ام هنوز شاید تو با حرارت خود زنده ام کنی
شاید تو با فسون دلاویز خنده ات از شور و شوق زندگی آکنده ام کنی
شاید تو،آفتاب درخشان مهر را در لای پنجه گرمت نهفته ای
سرشار از صفا و نشاط و امید و شوق و آکنده از ترانه و شعر نگفته ای

اکنون به دست های تو خیره است چشم من
آیا تو ،گفته های مرا گوش میکنی؟
یا آنکه همچو سال سفر کرده از جهان
فردا مرا تو نیز فراموش میکنی...

13 سال و 25 روز و 13 ساعت و 13 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)