دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

افروز
افروز
Afrooz-habitancy

یکی را دوست می‌دارم ولی افسوس او هرگز نمی‌داند نگاهش می‌کنم شاید بخواند از نگاه من که او را دوست می‌دارم... ولی افسوس او هرگز نمی‌داند به برگ گل نوشتم من تو را دوست می‌دارم ولی افسوس او گل را به زلف کودکی آویخت تا او را بخنداند به مهتاب گفتم ای مهتاب سر راهت به کوی او سلام من رسان و گو تو را من دوست می‌دارم ولی افسوس چون مهتاب به روی بسترش لغزید یکی ابر سیه آمد که روی ماه تابان را بپوشانید صبا را دیدم و گفتم صبا دستم به دامانت بگو از من به دلدارم تو را من دوست می‌دارم ولی افسوس و صد افسوس زابر تیره برقی جست که قاصد را میان ره بسوزانید کنون وامانده از هر جا دگر با خود کنم نجوا یکی را دوست می‌دارم ولی افسوس او هرگز نمی‌داند

1392/06/04 - 01:21
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)