دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

این مطلب از شنیدن صدای جر و بحث فوق العاده بلند همسایه طبقه پایینیمون به ذهنم رسید:

1392/06/05 - 13:19
2 ديدگاه
عمو مهدی

در جمع خانواده,برادر و خواهر دارن همدیگه رو با الفاظ ناب مورد خطاب قرار میدن!!! دختر 5 ساله ی خانواده هم داره با عروسکش بازی میکنه و یه نگاهش هم به جرّ و بحث برادر خواهر بزرگترشه,مامان هم طبق عادت معهود,از طریق تلفن ,با جاریش,مشغول بررسی مسایل مهم فک وفامیل و همسایه ها عروسی چند شب پیش و تعداد النگوهای دست فرنگیس خانومه!!!! برادررو به خواهر) چرا به این cd های من دست زدی آشغال؟؟ خواهر: لاشه ی عوضی,من دست نزدم.بیخود تقصیر من ننداز!!! برادر: خفه شو دختره ی چس مغز! میام دهنتو سرویس میکنم آ!! خواهر: زرشک!!!مالیدی!!! برو دهن دوست دخترای....سرویس کن!!! مامانبا کف دست دهانه ی گوشی رو میگیره) چتونه مثل مرغ و خروس افتادین به جون هم؟؟؟؟ببرین اون صدای نکرتونو!!! ..... دختر که همچنان مشغول بازی با عروسکشه,رو به عروسکش میگه: علوسک چس مغزم,بیا با هم بریم دهن علوسک های دوست دختلای داداشی رو سلویس کنیییییییم....(رو به مامان) مامانیییییی ,چطولی دهن علوسک های دوست دختلای داداشی رو سلویس کنننننم؟؟؟

13 سال و 23 روز و 2 ساعت و 17 دقيقه قبل
عمو مهدی

مامان: (دهانه ی گوشی رو میگیره) مامانییی,این حرفا بوووّه,جیززززه,اخه,نگو اینارو مامانییی...
برادر و خواهر با هم) آبجی کوچولوی خوشگل,این حرفا رو کی یادت داده؟؟؟ جایی نگی آ,خییییییلی بده!!!!
دختر کوچولو: !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

13 سال و 23 روز و 2 ساعت و 17 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)