دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دخترک خنده کنان گفت که چیست راز این زر راز این حلقه که انگشت مرا این چنین تنگ گرفته است به بر راز این حلقه که در چهره او اینهمه تابش و رخشندگی است مرد حیران شد و گفت حلقه خوشبختی است حلقه زندگی است همه گفتند : مبارک باشد دخترک گفت : دریغا که مرا باز در معنی آن شک باشد سالها رفت و شبی زنی افسرده نظر کرد بر آن حلقه زر دید در نقش فروزنده او روزهایی که به امید وفای شوهر به هدر رفته هدر زن پریشان شد و نالید که وای وای این حلقه که در چهره او باز هم تابش و رخشندگی است حلقه بردگی و بندگی است (فروغ فرخزاد )

1392/06/06 - 13:34
11 ديدگاه
صــادق هستم SG

خیلی قشنگه این شعرش .. ولی تو زر زر نکن لدفا خواهر

13 سال و 23 روز و 12 ساعت و 37 دقيقه قبل

بازنشر

(2 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)