زمانی که نادر شاه افشار عزم تسخیر هندوستان داشته در راه کودکی را دید که به مکتب میرفت. از او پرسید: پسر جان چه میخوانی؟ قرآن. - از کجای قرآن؟ - انا فتحنا…. نادر از پاسخ او بسیار خرسند شد و از شنیدن آیه فتح فال پیروزی زد. سپس یک سکه زر به پسر داد اما پسر از گرفتن آن اباکرد. نادر گفت: چر ا نمی گیری؟ گفت: مادرم مرا میزند میگوید تو این پول را دزدیده ای. نادر گفت: به او بگو نادر داده است. پسر گفت: مادرم باور نمیکند. میگوید: نادر مردی سخاوتمند است. او اگر به تو پول میداد یک سکه نمیداد. زیاد میداد. حرف او بر دل نادر نشست. یک مشت پول زر در دامن او ریخت. از قضا چنانچه مشهور تاریخ است در آن سفر بر حریف خویش محمد شاه گورکانی پیروز شد
1392/06/07 - 18:58 در
منطقه آزاد ....
چه جالب

13 سال و 25 روز و 21 ساعت و 46 دقيقه قبلنتیجه اخلاقیش چیه؟
13 سال و 25 روز و 21 ساعت و 46 دقيقه قبل
میسی محسن
13 سال و 25 روز و 21 ساعت و 45 دقيقه قبلوحیت کثافد تو کوجا بودی
13 سال و 25 روز و 21 ساعت و 45 دقيقه قبلبه هر چیزی اعتقادداشته باشی وخوشبین باشی نتیجه خوبی میگیری
13 سال و 25 روز و 21 ساعت و 43 دقيقه قبلپست آخرمو بخون متوجه میشی
13 سال و 25 روز و 21 ساعت و 43 دقيقه قبلمرسی محسن جون
13 سال و 25 روز و 21 ساعت و 41 دقيقه قبلمن امتحان کردم اینجوری نبوده محسن
13 سال و 25 روز و 21 ساعت و 40 دقيقه قبل
وحیت تو چت به اینکارا
13 سال و 25 روز و 21 ساعت و 39 دقيقه قبلسمیرا
فک کردی کم الکیه؟
13 سال و 25 روز و 21 ساعت و 34 دقيقه قبلهمیشه نتیجه مثبت اون چیزی نیست که الان متوجه شی مثل الن من
13 سال و 25 روز و 21 ساعت و 33 دقيقه قبلنه تو خیعلی بیشتر از اینا الکی هسی
13 سال و 25 روز و 21 ساعت و 32 دقيقه قبلمحسن جون با این سمیرا بحث نکن خود درگیری داره

13 سال و 25 روز و 21 ساعت و 29 دقيقه قبلسمیرا تو اینجوری فک کن
شایدم تو درست میگی محسن
13 سال و 25 روز و 21 ساعت و 19 دقيقه قبلشایدم
13 سال و 25 روز و 21 ساعت و 16 دقيقه قبل