دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

امروز زن داداش جدید واسه نهار داداشم کشک و بادمجون پخته بود.به منم تعارف کرد منم مجبور شدم قبول کنم.خدا به سرتون نیاره نمیدونید که چقدر شور بود اشک ام در اومده بود بعد زیر چشمی به داداشم گفتم خدا به دادت برسه بهش گفتم حداقل بیا کمی از نهار ما را ببر.

1392/06/09 - 15:31 در روزنوشت

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)