همه قوانین را در بوق و کرنا کرده بودن که هیچ باری حق ندارد بر شانه های تو سنگینی کند.. هیچ کارفرمایی حق ندارد بر سر کودکی ات، معامله کند.. هیچ کودکانه ای نباید گروی هشت و نه زندگی ات باشد.. همه کنوانسیون ها را به تیراژ میلیون میلیون تریبون فریاد زده بودند که هیچ پینه ای نباید به دل دست هایت بنشیند... هیچ استعدادی نباید در کف آسفالت هدر برود.. هیچ رویایی نباید کــلاغ پر واقعیت زندگی شود.. هیچ جای حقوق بشر، حق کودکی هایت را ادا نکرد.. تو فقط نماد دهان های به نرخ روز بازی هایی شدی که برای ارضای وجدان های نیمه بیدارشان قوانین تصویب می کردند..
1392/06/10 - 16:25 در
چهار راه