دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یادمه همیشه از آمپول زدن فراری بودم اصن وحشات داشتم مثه سگ میترسیدم یه بار با مامانم رفتیم درمانگاه دکتره دوتا آمپول نوشت ولی رو با هر زور و کلکی بود زدن .وقتی فهمیدم دومی هم در کاره شروع کردم به کولی بازی و جیغ و داد و... تا پرستارِ سوزنو فرو کرد داد زدم آآآآآآآی باســـنم سورآآآآآآخ شــــــــد کله درمانگا پاره شده بودن از خنده

1392/06/10 - 19:37
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)