دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

@ارســـــلانـــــ برای دوست داشتنت...

1392/06/12 - 03:17
49 ديدگاه
khatere

محتاج دیدنت نیستم...

اگر چه نگاهت آرامم می کند

محتاج سخن گفتن با تو نیستم...

اگر چه صدایت دلم را می لرزاند

محتاج شانه به شانه ات بودن نیستم...

اگر چه برای تکیه کردن ،

شانه ات محکم ترین و قابل اطمینان ترین است!

دوست دارم ،

نگاهت کنم ... صدایت را بشنوم...به تو تکیه کنم

دوست دارم بدانی ،

حتی اگر کنارم نباشی ...

باز هم ،

نگاهت می کنم ...

صدایت را می شنوم ...

به تو تکیه می کنم

همیشه با منی ،

و همیشه با تو هستم،

هر جا که باشی...

13 سال و 2 ماه و 7 روز و 2 ساعت و 34 دقيقه قبل
khatere

کار از نا مرم گذشته ، نخود سیامون تموم شده ارسلان ، بفرستش

13 سال و 2 ماه و 7 روز و 2 ساعت و 23 دقيقه قبل
khatere

دیگه چکار کنم ؟
آدمُ مجبور میکنن

13 سال و 2 ماه و 7 روز و 2 ساعت و 20 دقيقه قبل
گمنام

من خودم رفتنيم من خودم رفتنيييييييييييم

13 سال و 2 ماه و 7 روز و 2 ساعت و 8 دقيقه قبل
khatere

حیف نامرم اینجاس...
وگرنه ماهم ی قری میدادیم...

13 سال و 2 ماه و 7 روز و 1 ساعت و 59 دقيقه قبل
گمنام

آخيش راحت شدما داشتم ميمردم از بس به ديوار زل زدم

13 سال و 2 ماه و 7 روز و 1 ساعت و 48 دقيقه قبل
khatere

من نمیذارم ارسلانم...
اینا دارن میترسوننت...
هیچی نیست ، اصنم درد نداره... نترس...

13 سال و 2 ماه و 7 روز و 1 ساعت و 32 دقيقه قبل
گمنام

اي كه گوئي پرستار ارسل نيك پنداري
سوزنت را نشانش نده نگو كه بيماري

13 سال و 2 ماه و 7 روز و 1 ساعت و 25 دقيقه قبل
گمنام

بچه رو ميترسئني بعدشم ميخندي ... اي بابا تو ديگه كي هسي ...

13 سال و 2 ماه و 7 روز و 1 ساعت و 21 دقيقه قبل
khatere

واس اینکه ارسلانِ من بیدی نیست ک با این بادا بلرزه...
از این سخت تراشم گذرونده و میگذرونه...
به قابلیتاش اعتماد ُ اطمینان کامل دارم آقا.

13 سال و 2 ماه و 7 روز و 1 ساعت و 17 دقيقه قبل
گمنام

اوكي پس حالا كه اينجوري شد بدون بي حسي و بيهوشي عملش كن

13 سال و 2 ماه و 7 روز و 1 ساعت و 15 دقيقه قبل
ارســـــلانـــــ

دستاش جادو میکنه / با ایمان کامل در اختیارشم ...

13 سال و 2 ماه و 7 روز و 1 ساعت و 13 دقيقه قبل
khatere

گفتم میتونه ، نگفتم ک قوانین پزشکی ُ زیر پا میذارم!!!!
میتونه ، از پس سختیا بر میاد ، اما من ک نباس واسش سختی ایجاد کنم !
من مرهمم...

13 سال و 2 ماه و 7 روز و 1 ساعت و 12 دقيقه قبل
گمنام

يا الله تو به اين جوونه عاشق رحم كن ... چون خاطره خانم دساش ميلرزه

13 سال و 2 ماه و 7 روز و 1 ساعت و 11 دقيقه قبل
گمنام

ديدي حرف من درس بود .. آخه بچه تو هنوز از عشق چي ميدوني .. عاشق اگر دس و دلش نلرزه كه عاشق نيس .. باريكلا خاطره خانم .. درس گفتي ... آقا ارسلان باب من هزار تا پيرن بيشتر از همه دوختم

13 سال و 2 ماه و 7 روز و 1 ساعت و 5 دقيقه قبل
khatere

دست ُ دلم از عشقش میلرزه...
این لرزش هیچ ربطی ب لرزش دستم توو پناهش ، مرهم بودنش ، پشتش بودن کنارش بودن نداره ...
ارسلان درست میگه ، منظورش از عدم لرزش اینایی بود ک گفتم...
ارسلان

13 سال و 2 ماه و 7 روز و 58 دقيقه قبل
گمنام

مرد مي رفت از كنار ، بي ادعا
زن بفكر يك پناهگاه ، در خفا
مرد غرق در افكار سيگاري به لب
زن كنار گوشه ئي ، پنهان به شب
مرد از روز خسته ئي خاموش وار
زن بدنبال دلي ، اميدوار
مرد بي توجه از كناري ميگذشت
ناگهان تيري به جان او نشست
تيري پران از نگاه سرنوشت
از خيالات دلي نيكو سرشت
چشمي نافذ ، قلب او را كرد هدف
در سكوت يك نگاه با ناي و دف
مرد گشته بود چون چوب خشك
بوي آهوئي نگاه ، چون بوي مشك
دام بود بر دل و شد صيد او
زن چو سحرش كرد بود در كيد او
از پناهگاهش خزيد بيرون پلنگ
در سكوتش بربط و در دستي چنگ
اين منم فاتح به هفت اقليم تو
حكم كردم بر تو كه زينجا مرو
ماه از ابر دل آمد برون
شد پديدار بر دلش ، عشق و جنون
رخ پري رويان همه طعنه زده
ديده بر غير از منش هرگز مده
اين چنين شد قصه اش آغاز وي
بحر خاموش دلش ، غريد هي
تو از اين پس نه تو ، او گشته ئي
از سگال بد خالي ، خوش خو گشته ئي
سالهاي عمر تو زين پس نياز
سر به سجده آور و خود را بباز
در قمار جان خود با يك نگاه
شاعر چشمان اوئي در پگاه
از لبش جام مئي گير و غزل
در ترنم شو با دل آهو گزل
...گمنام ...
تقديم به شما دو عزيز اميدوارم پاينده باشيد

13 سال و 2 ماه و 7 روز و 45 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)