دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

1392/06/13 - 17:33 در منطقه آزاد ....
1 ديدگاه
♥♥ دنيا ♥♥

شبي از پشت يك تنهايي نمناك و باراني تو را با لهجه ي گلهاي نيلوفر صدا كردم

تمام شب براي با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهايت دعا كردم

پس از يك جستجوي نقره اي در كوچه هاي آبي احساس

تو را از بين گلهايي كه در تنهاييم روئيد با حسرت جدا كردم

و تو در پاسخ آبي‌ترين موج تمناي دلم گفتي:

"دلم حيران و سرگردان چشماني ست رويايي..."

"ومن تنها براي ديدن زيبايي آن چشمان..."

"تو را در دشتي از تنهايي و حسرت رها كردم"

همين بود آخرين حرفت

و من بعد از عبور تلخ و غمگينت

حريم چشمهايم را به روي اشكي از جنس غروب ساكت و نارنجي خورشيد وا كردم

نميدانم چرا رفتي ؟ نميدانم چرا؟ شايد خطا كردم

و تو بي آنكه فكر غربت چشمان من باشي

نميدانم كجا؟ تا كي؟ براي چه؟

ولي رفتي.....

و بعد از رفتنت باران چه معصومانه مي‌باريد

13 سال و 18 روز و 6 ساعت و 35 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)