دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دیشب نمیدونم چه خوابی دیدم...کیو دیدم...چیو دیدم...اما انقدر با داد و فریاد کمک خواسته بودم که وقتی به خودم اومدم دیدم نشستم سر جام و دستم تو دست بابام بود...حالا هر چقدر فکر میکردم که کیو دیدم..چی دیدم یادم نمی اومد...اما انقدر ترسیده بودم بعدش دیگه نتونستم بخوابم....ترس از چیزی که ندیده بودم...فقط میدونستم ترسیدم.

1392/06/15 - 11:05 در شب نامه
1 ديدگاه
فردایی دیگر

نمیدونم انگاری روحم بدون دیدن چیزی ترسید...بدجورم ترسید...
یقین دارم فقط ترس رو دیدم ...همین.

13 سال و 18 روز و 7 ساعت و 4 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)