دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

از کتاب / کوروش علیانی

1392/06/16 - 20:14 در از کتاب ... .
1 ديدگاه
باران بهاری

همه بهت ميگويند: « از خدا بترس »،

من ميگويم: « نترس »،

نترس !! از چی میترسی؟

فکر کرده ای چه میخواهد ازت ؟

خــدا است ... !!


همه ما را خودش درست کرده است. میداند چه در چنته مان هست . دل، جگر، قلوه، سيرابي وشيردان ...

هر چي داري، خودش درست كرده است. اگر جگر مرغ بهت داده باشد كه شجاعت شير نمي خواهد كه !!


حسيــن را مي شناخت. ميدانست چي بهش داده.

گفت: به من چه ميدهي؟

گفت: هر چي. شما جان بخواه ...

گفت: كم است ... مي شناختش ديگر! گفت كم است.

حسين گفت: پس چي؟

گفت: تو خيلي جان خوبي داري، خيلي قشنگ است، بايد هفتــاد بار جان بدهي ...


من را هم ميشناسد ... تا حالا ازم يك گوشه ناخنم را هم نخواسته.

ميداند نه جيگرش را دارم، نه جنسش را. همين دهنم را هم قسطي مي جنبانم.

نترس !! با من و تو كاري ندارد. به ما هــــزار تا چيز ميدهد، يكي هم نميخواهد .


حالا ..... منظور اين است که نترس ...

از خدا نترس !! برو تو دامنش بشین و هيــچ نترس ...



_________________________________________________________________________


پ ن : برداشت های کورش علیانی از سخنان حاج اسماعیل دولابی

13 سال و 12 روز و 5 ساعت و 32 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)