دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

@گـلـپــری تابستان هم دیگه بوی پائیز میدهد وقتی انتظار آمدنش دردل باشه ...نکنه یادت بره و پائیز پشت در منتظر بمونه!

1392/06/17 - 16:20 در چهار راه
26 ديدگاه
زهره

گلپری برا ست شدن تصمیم گرفتی بالاخره؟

13 سال و 12 روز و 10 ساعت و 11 دقيقه قبل
فردایی دیگر

زهره جان سلام
اگر گلپر اقدام نکنه من این از خودگذشتگی رو میکنم ،

13 سال و 12 روز و 10 ساعت و 9 دقيقه قبل توسط موبایل
زهره

سلام فردای عزیز

ما که بی صبرانه منتظر تصمیم برا این پیشنهاد هستیم

13 سال و 12 روز و 10 ساعت و 5 دقيقه قبل
فردایی دیگر

گلپری حالا ببین چه ایثارگرانه این کارو بکنم .صبر کن و ببین ..
زهرجانم تاریخش رو قبلا اطلاع میدم اما عمرا بذارم گلپر ببینه، شده ولسون قلب دون دونانو رو میشکنه

13 سال و 12 روز و 9 ساعت و 34 دقيقه قبل توسط موبایل
گـلـپــری

بابا این دون دون خیلی یه جوریه یا داره یه سره بد و بیراه میگه یا داره به زور میگه زنم شو

13 سال و 12 روز و 9 ساعت و 32 دقيقه قبل
زهره

پس گلپری یه بار از خود گشتگی و جان فشانی و ایثار و تمام و کامل کن و بیا زنش شو و خلاص

13 سال و 12 روز و 9 ساعت و 9 دقيقه قبل
گـلـپــری

دیگه زن گرفت دیگه دیر شد دیگه من شکست عشقی خوردم

13 سال و 12 روز و 9 ساعت و 8 دقيقه قبل
فردایی دیگر

گلپر باورت نمیشه دیروز وقتی دیدم خطابی رو که بهت داده بودن ایشون رفتم پشت خنده صورتم شده بود عین لبو ازبس سرخ شده بودم اصلا نفسم بنده اومده بود بلند بلند میخندیدم...بعد مامان و خواهرم اومدن استانه در اتاقم وایساده بودن و نگام میکردم اولش پرسیدن چی شده چرا انقدر میخندی تعجبشون بود بعدم دیدم زدن زیر خنده بلند بلند به وضعیت من میخندیدن طول نکشید بابا و داداش هم اومدن اونام اولش تعجب بعدم ترش کردن که عجبا چرا جواب نمیدید اما خودشونم به ما میخندیدن کسی به کسی جواب نمیداد...و من بعدا خندم بند اومده بودا به اونا میخندیدم که بدون اینکه دلیل خنده رو بدونن میخندن ولی خودشونم نمیدونستن...

.برای همین میگم ماجرا شد اون خطاب تو خونه ما..

البته از اوشون هم ممنونم خاطره قشنگی شد

13 سال و 12 روز و 9 ساعت و 7 دقيقه قبل
فردایی دیگر

گفتم خواستگاراتو نپرون گلپر ..گفتم بهت ..توجه نکردی الان دیگه با صدتا پروفایل بیای و همزمان هم انلاین بشی و هر صدتا رم اوتارتو ست کنی فایده نداره

13 سال و 12 روز و 9 ساعت و 6 دقيقه قبل
زهره

اونجا میترسم دیدگاه بذارم

میترسم به مزدوجهاش اضافه شم

13 سال و 12 روز و 9 ساعت و 5 دقيقه قبل
گـلـپــری

خدا رو شکر باعث این همه خنده شده ماجرای دیروز )

من خودم کلی خندیدم سر پست ها و خطاب ها و پیام هاش

ولی مثل بقیه ایگنورش نکردم

13 سال و 12 روز و 9 ساعت و 4 دقيقه قبل
فردایی دیگر

به منم قبلا گیر داده بود اما مطلقا نه ناراحت شدم نه ایگنور کردم..و البته مثل تو انقدر ناز نیستم که بخندم ولی وقتی دیدم جوابای تو رو و خطاب ایشونو خیلی خندیدم بامزه بود ..خیلی خوشمزه بود..

13 سال و 12 روز و 8 ساعت و 54 دقيقه قبل
گـلـپــری



از بس مهربونی بچه ها که انقدر به خونش تشنن خدا میدونه

13 سال و 12 روز و 8 ساعت و 53 دقيقه قبل
زهره

یه بار خیلی وقت پیش صبح زود اومده بودم .گلپری هم آنلاین بود.بعدش یکی اونقدر بهت پیله کرد .آخرش بهش گفتی:ای بابا توهم که همش میخوای منو بگیری.اون روز اونقدر خندیده بودم که

13 سال و 12 روز و 8 ساعت و 49 دقيقه قبل
فردایی دیگر

ممنون گلپر بانو...اره دیدم خشم بچه ها..
نازی مشکل از اونم نیست خب..جو شبکه های اجتماعی جوریه که هر کی توی سن اون هم وارد بشه یادمیگیره هم دلش هم سنش..خرده ای نیست بهشون..من اون روز وقتی اومد توی دیدگاهم بهش یه خطاب دادم در مورد دوستی ..وروشش.برای همین بهم میگه خانوم روانشناس..ولی خیلی بامزه ست خداییش

13 سال و 12 روز و 8 ساعت و 43 دقيقه قبل
گـلـپــری

زهره معمولا سعی میکنم تند برخورد نکنم به قول فردایی دیگر هم اقتضای سنشونه هم اقتضای شبکه اجتماعی ها ولی خب این یکی دیگه خیلی آخرش بود دیگه

13 سال و 12 روز و 8 ساعت و 20 دقيقه قبل
زهره

توبه اسفج چیزی نیست جز چروندنش

13 سال و 12 روز و 7 ساعت و 31 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)