دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یه دوست داشتم اصلا اهل تقلب و این حرفا نبود میگفت سوسول بازیه شب امتحان با قمه میرفت دمه خونه استاد الان داره دکترا میخونه

1392/06/17 - 17:32 در منطقه آزاد ....
7 ديدگاه
2yousef

خالي بندي؟؟؟؟؟.......بگو با يك وانت دستمال كاغذي براي گريه كه بشه باور كرد.

13 سال و 10 روز و 21 ساعت و 12 دقيقه قبل
M@HDI

داداشم خوده دنيا بودش رفته دم خونه استاده از بس گريه كرده الان دمه مطبه دكتره

13 سال و 10 روز و 20 ساعت و 16 دقيقه قبل
2yousef

دنيا اين قومپز در كردن بعضيها كار دست ادم ميده ..خاطره ايي از دوران سربازي دارم كه محشره ولي حوصله تايپ ندارم خودش يك قصه درازي است.. يك از سربازان اهل زنجان گفت من با چاقو فرمانده گروهان را تحديد مي كنم و مرخصي ميگيرم ...ويك سرباز مشهدي هم باور كرده بود..هيكل بزرگ داشت وزنه بردار بود ......فرمانده گروهان را تهديد كرده بود ...."من بچه زنجان نيستم چاقو داشته باشم ....بچه مشهدم...با دستم خفت مي كنم" به من هم مرخصي بايد بدي.....بيچاره 6 ماه محكوم شد و كلي اضافه خدمت....البته قصه درازه من خلاصه كردم

13 سال و 10 روز و 5 ساعت و 36 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)