دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

از اولین بار که رفت کربلا گفت و قلمم ، کاغذم ، چشمانم خیس شد تا حال ِ دلم را بنویسم :

1392/06/19 - 14:46 در عاشقان امام حسین
1 ديدگاه
mich_K

اولین بار بود ، اما ، اولین بار نبود !

حساب ِ دل از جان جداست ،

دل اول بارش را نفهمید ،

جان رفت و همان جان برگشت !

اگر دل فهمیده بود دگر جانی نبود برای بازگشت !


پس دل و جان اول بارش نبود !

و

حال در آرزویش باید هم جان داد هم دل !


از اول بار میگویی و خاطر ِ خیال در یاد ِ اولین باری که اولین بار نبود به پرواز در می آید

و شعله میکشد به

دل و جانم . . .

بال و پرم . . .

یاد و خاطرم . . .


خوشا به حال ِ تو که دل فهیم بود و حال بی جانی !


دو سال ؟ چیزی نیست صد ها سال هم که گذر کند ، یادِ اول بار جانت را بل ، دلت را هم خاکستر میکند.

+ دلنوشت :

حالا دگر هوایِ دل تنها ابری نیست ، بارانی ِ بارانی ... ترسم سیلی به راه بیندازم که دل را ببرد جان را هم نیز !

حال ک دل سبک شد تنها خیسی چشمان برایم ماند ... و بس !

13 سال و 10 روز و 6 ساعت و 58 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)