دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

نمی دانم از کدام قبیله ام که رنگ و طراوت رودخانه را فراموش کرده ام...

1392/06/25 - 14:52
1 ديدگاه
♥ღ سکوت زندگی♥ღ

زرورق نازک آسمان امشب

پر از خاطره است

ماه در ته کشتی بی سرنشین خوابیده بود

و من نمی دانستم که بیدارم یا خواب

مرده بودم در آغوش شاخه های خشکیده ی زمستان

یا زنده بودم در ته جاده ی فراموش شده

هیچ نمانده بود

از نوازش دست ها و چشم های تازه شکفته ی تو

که موسیقی پر طراوت شبنم و گل وامانده در کنار جویبار

به تنگ آمده را هیچ می شمرد

آفتاب هزاره ی آینده در چشم های تو خوابیده بود

و جرئت نداشت بیدار شود

در فاصله ی گنگ میان رویای فراموش شده ی من

سکه ها و تندیس های فلزی بی قرار بودند

13 سال و 3 روز و 7 ساعت و 1 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)