جهت عضويت در Donbaler و دنبال کردنِ Diba (مادربزرگ) تمايل داريد ؟!

دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
خاطرات كودكي يادش بخير
13 سال و 9 روز و 14 ساعت و 31 دقيقه قبلحس وحال كوچكي يادش بخير
كاشكي يكروزكودك مي شدیم
درهواي بادبادك مي شدیم
فارغ از اين وغم آن مي شدیم
راهي راه دبستان مي شدیم
حرفها از سينه هايي صاف بود
چشمه انديشه ها شفاف بود
درد دلهامان تماما ساده بود
دشت سينه بهركشت آماده بود
لوح آويزان به ديواركلاس
عكس سيب وآب ومردواسب وداس
داستان گربه وآن بندرخت
بچه هاوتوپ بالاي درخت
ميدهدداراوسارايم به ياد
روزهاي خوب باباآب داد
زيرباران تاچوگل وامي شديم
راهي تصميم كبري ميشديم
نيمرو با نان گرم گندم است
مهربانيهاي كوكب خانم است
پطرس آنشب عالمي احساس داشت
جان مردم قطره قطره پاس داشت
ريزعلي تاسوت كوهستان شنيد
آتش اندرهستي خودمي كشيد
درمصاف سنگهاي سخت وتفت
چشمه راه خويش پيداكردورفت
گفت موسي باشبان بي گفتگو
«هرچه مي خواهددل تنگت بگو»
آن صفاي صادقانه كيمياست
خاطرات كودكانه پربهاست
لذتي ميداشت حال كودكي
كيفهاي پرخيال كودكي
دفترصدبرگ كاهي داشتم
عكس حوض آب وماهي داشتم
راستي یک روز باران داشتيم
توي جنگلهاي گيلان داشتيم
آب چون برچاله ها تن داده بود
آسمان روي زمين افتاده بود
راستي آن دفتركاهي كجاست
عكس حوض آب پرماهي كجاست
همکلاس خوب من داری به یاد
روزهای خوب بابا آب داد
قصه کبری به یادت مانده است؟
راستی او داستانش خوانده است؟
خاله کوکب عشق میکارد هنوز؟
حاضری در سفره اش دارد هنوز؟
گرچه مهمانش همه ناخوانده است
دربساطش نیمرویی مانده است؟
روزهاي خيس پرباران كجاست
مايه سرسبزي بستان كجاست
باز آياريزعلي هازنده اند
درحوادث جامه از تن كنده اند
ریزعلی جان کسی در برده است؟
یا که بی تن پوش سرماخورده است!!
باز در ظلمت چراغی می شود؟
منجی میدان کاجی می شود؟؟؟؟
راستی دارا که دارا بود ، هست؟
یا که در یغمای تنهائی نشست!!
می تواند یادی از ما هم کند؟
می رسد پرسی ز سارا هم کند؟
آن نگاه دلگشا دارد هنوز؟
مهر خاک آریا دارد هنوز؟
كاش حالاخاله كوكب زنده بود
عطرنانش خانه راآكنده بود