دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

الان میخوام یه چی بگم ولی هیچی به ذهنم نمی رسه...کلن از بعد از ظهر تا حالا مخم قفل کرده....نمی دونم شدم...یه چیز بگید بخندیم...ببینم مخم باز میشه

1392/06/26 - 19:48 در دلنوشتِ دنبالریون
17 ديدگاه
مصطفی - 229

پری روز تو سوپر مارکت بودم بعد یه اقاهه اومد داخل یه دختر خانوم هم اومد بعد اینا میخواستن خرید کنن آقاهه تلفنش زنگ زد بعد آقاهه داشت با تلفن صحبت میکرد نمیدونم پشت تلفن بهش چی گفتن که اونم جواب داد پول زیر پاته بعد دختره که کنارش بود برگشت زیرِ پاش رو نگاه می کرد من داشتم از خنده میمردم

13 سال و 4 روز و 34 دقيقه قبل
مصطفی - 229

هی خودم رو کنترل می کردم، خودِ دختره هم فهمید سوتی داده خودشم داشت می خندید، پشتش رو کرد به من خندش که تموم شد برگشت

13 سال و 4 روز و 33 دقيقه قبل
مصطفی - 229

واقعی بود ها همین دیروز یا دو روز پیش بود برام اتفاق افتاد فکر نکنی الکی میگم یا کُپی پیستِ...

13 سال و 4 روز و 32 دقيقه قبل
مطهره ورژن ِ پسرونه : )

بله بله... از طرز تعریف کردنت فهمیدم باو

13 سال و 4 روز و 30 دقيقه قبل
مطهره ورژن ِ پسرونه : )

سلام زری...آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟؟؟

13 سال و 4 روز و 28 دقيقه قبل
مطهره ورژن ِ پسرونه : )

خیلی دارن فشار میارن...فعلا که هستم...حالا فعلا که هستم

13 سال و 4 روز و 24 دقيقه قبل
dina.behdad.)zAhRaⓐⓛⓞⓝⓔ)

نمیدونم . این پرنیان منو کچل کردا .. جفت پا میرم تو حالشاااااااااا

13 سال و 4 روز و 21 دقيقه قبل
مطهره ورژن ِ پسرونه : )

زنگ زد خونمون باهاش حرف زدم...پیچوندمش...میگف مطمئنی زهرا بامن مشکلی نداره؟؟

13 سال و 4 روز و 20 دقيقه قبل
مطهره ورژن ِ پسرونه : )

میگفت اسای من نمیاد؟؟منم گفتم نه...
نمی دونم

13 سال و 4 روز و 9 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)