دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

باران را به خانه دعوت کردم آمد، ماند،‌ و رفت، شاخه گلی برایم جا گذاشته بود. آفتاب را به خانه دعوت کردم آمد، ماند، و رفت، آینه کوچکی برایم جا گذاشته بود. درخت را به خانه دعوت کردم آمد، ماند، و رفت شانه سبزی برایم جا گذاشته بود. تو را به خانه دعوت کردم تو، زیباترین دختر جهان! و آمدی و با من بودی و وقت بازگشت گل و آینه و شانه را با خود بردی، و برای من شعری زیبا زیبا جا گذاشتی و من کامل شدم.

1392/06/28 - 12:27
1 ديدگاه
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)