سلام بابا لنگ دراز عزيزم...اين روزا انداره دنيا كاروفكردارم.........بيشتر ازهمه اين اذيتم ميكنه ك تنهايي سخته ونميشه دست تنها ب همه چيز رسيد....حتي براي خنديدن هم رمقي ندارم...ب شدت احساس كسالت ميكنم........وكاش ي نفربود كمكم ميكرد بدون چشم داشتي بهم تكيه ميكرديم.......نيست بابالنگ درازم...نفرين ب شهري ك كلي ادم هستن ويكيشون حالتونميپرسه......نفرين ب اشكهايي ك تواوج تنهايي ميريزيم هرروزوهرلحظه...........ي نگاه منتظرت نيست تواين زمين لاكردار....../دخترت خيلي دل سردشده/کتــ☾ــے
1392/06/30 - 23:31 در
برای بابا لنگ دراز