دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
درکتاب نزهة الکلام به نقل از ابن عباس آمده است:
13 سال و 1 ماه و 16 روز و 23 ساعت و 33 دقيقه قبلروزی به خانه ابوبکر(لعنة الله علیه) رفتم عمر بن خطاب(لعنة الله علیه) و چند نفر دیگر آنجا بودند. ناگاه پیرمردی وارد شد و سلام کرد. جوابش دادیم...
ابوبکر(لعنة الله علیه) گفت:
ای پیرمرد بنشین. پیرمرد تکیه بر عصا نمود و گفت: من قصد حج دارم و مرا همسایه ای است که به من گفت: تو به حج می روی پس پیغام مرا به خلیفه رسول خدا برسان...
گفت: بگو من زنی ضعیفه ام و مرا پدری بود که یاری ام می داد. پس پدرم وفات یافت و مزرعه ای برای من گذاشت که وجه معاش من و فرزندانم از آن بود. امیر آن شهر مزرعه را از من گرفت و یکی از عمال خود را بر آن گماشت تا درآمد آن را بگیرد و به او برساند و از آن هیچ به من و فرزندانم نمی دهد...
ابوبکر(لعنة الله علیه) گفت: کراهت باد آن غاصب فاجر را.!! عمر(لعنة الله علیه) گفت: ای خلیفه رسول خدا!!! کسی را بفرست تا آن ظالم فاجر را به سزای خود برساند.
ابن عباس گوید: پس دیدم که پیرمرد بازگشت و گفت:
نعوذبالله من حقد الله فمن اظلم ممن یظلم بنت رسول الله ص... "پناه می برم به خدا از دشمنی و عداوت خدا.چه کسی از ظلم کننده بر دختر رسول خدا ظالم تر و فاجر تر است؟" و از آن خانه بیرون رفت...
ابوبکر(لعنة الله علیه) گفت: او را برگردانید و کسی را دنبال او فرستاد. اما پیرمرد را ندیدند...
ابن عباس گفت: خدمت امیر المومنین علیه السلامرسیدم. حضرت از این داستان پرسید و سپس فرمود: او خضر پیامبر بود.........
حدیقه الشیعه ج1ص326به نقل از نزهة الکرام ج1ص232
@زهرا
13 سال و 1 ماه و 16 روز و 23 ساعت و 33 دقيقه قبل