دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

از ساعت شیش و نیم صبح ک پا شدم برای آقای مُرس صبحانه گذاشتم و برگشتم تو رختخوابم و خوابم نبرد, یه بغضی یه غمی یه چیزی ته گلوم ِ... انگار یکی از پاهام منو آویزون نگه داشته تو هوا

1392/07/02 - 20:02 در روزنوشت
بدون دیدگاه
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)