دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

آن شب باران می بارید... باران که می بارد به تو مشتاق تر می شوم... و از همین شوق بی چتر آمدم... ولی آمدم... و تو نمی دانی که جه بارانی بود، چون نیامدی... و باران می بارید... آن شب تب کردم و تو هیچ نکردی...و باران می بارید... و بالاخره دیشب مردم و حتی تو تب هم نکردی...

1392/07/03 - 11:26
5 ديدگاه
هیــــــــــوا

هنوز نمردم که واسم گل میزاری

12 سال و 11 ماه و 24 روز و 8 ساعت و 6 دقيقه قبل توسط موبایل
عمو مهدی

خدا نکنه اعصاب ب حد ککافی خورد هست تو دیگه اینجوری نگو

12 سال و 11 ماه و 24 روز و 8 ساعت و 5 دقيقه قبل
هیــــــــــوا

آخی ندیده بودم پستاتو رفیق /ببخش/میفهمم حالت رو/خیلی ناراحت شدم: ((((

12 سال و 11 ماه و 24 روز و 8 ساعت قبل توسط موبایل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)