خسته ام دیگر ازین فریاد ها/خسته از بی مهری و بی دادها/خسته از دلبستگی و یاد ها/خسته از شیرین و از فرهاد ها/خسته ام از این همه دیوانگی/خسته از نادانی فرزانگی/خسته از این دشمنان خانگی/خسته ام ازین همه بیگانگی/خسته ام از گردش چرخِ فلک/خسته از تنهایی و شب های تک/خسته از ایمانم و تردید و شک/خسته از دیو و دَد و دوز و کلک/خسته ام دیگر ازین آوارها/خسته از سنگینی دیوارها/خسته از ظلم و بد و آزارها/خسته از بی یاری بیمارها/خسته ام از تابش مهر و قمر/خسته از نامردمی های بشر/خسته از بی فطرتان بی هنر/خسته ام از خستگی ها ، بیشتر ... خسته ام ، خسته ام ...
1392/07/03 - 19:07 در
تنهایی من