دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

داستان ِ مردی که چشمهایش شاعر بود ... لبهایش ترانه ... و قلبش سراپا شور ...

3 ديدگاه
...غزلواره ...

کاش نوشتنت را بلد بود این دستهای خسته ...

13 سال و 1 ماه و 15 روز و 11 دقيقه قبل
alla

تو كیستی !

كه سفر كردن از هوایت را

نمی توانم...

حتی به بالهای خیال!

13 سال و 1 ماه و 15 روز و 6 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)