جهت عضويت در Donbaler و دنبال کردنِ باران بهاری تمايل داريد ؟!

دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
کتاب تپه جاویدی و راز اشلو
12 سال و 11 ماه و 25 روز و 41 دقيقه قبلدرباره شهید مرضی جاویدی
سعید عاکف نویسنده معروف کتب دفاع مقدس درباره ی این کتاب می نویسد:
اگر از من بپرسند تاثیرگذار ترین کتابی که تاکنون درباره ی دفاع مقدس خوانده ای چه کتابی است؟
می گویم: تپه ی جاویدی و راز اشلو
جمله ای هم از شهید صیاد شیرازی:
"در تمام دورانی که همراه رزمندگان و فرماندهان دفاع مقدس خدمت امام (ره) می رسیدیم ، فقط یکبار دیدم امام رزمنده ای را در آغوش گرفت و پیشانی اش را بوسید و آن کسی نبود جز شهید مرتضی جاویدی یا همان اشلوی معروف"
بخشی از کتاب :
12 سال و 11 ماه و 25 روز و 40 دقيقه قبل-حمید زخمی شد...آب پیدا نشد،بالاخره گرسنه هم میشیم.
علی سری تکان داد و گفت:حسین، تاحالا آب رادیاتور خوردی؟!
رنگ و رویم باز شد و گفتم:علی،خوب فکرت کار کرد...چرا زودتر...
معطل نکردم و با کمک علی ، جلوی چشم هاج و واج بقیه پیچ کوچک زیر رادیاتور جیپ را باز کردم و آب زرد رنگ و زنگ زده ی رادیاتور را تا ته کشیدیم و داخل قمقمه ها ریختم.بعد اب رادیاتور چند ماشین دیگر را هم کشیدم.قطره های آخر آب رادیاتور را هم لیس زدم.
-تو دیگه کی هستی،کل حسن بناییان!
-در بیابان لنگه کفش هم،نعمت خداست!
آب زرد و زنگ زده ی رادیاتور را بین سی نفر تقسیم کردم ، هر نفر ، نصف لیوان!شیر و بیسکوییت را ابتدا بین زخمی ها و بعد سالم ها پخش کردم.سهم اب رادیاتور را که سر کشیدم،گس و تلخ بود!اما همه آبِ زرد را با لذت خاصی سر کشیدند و بعضی هم شیر خشک را توی سهمیه ی آب رادیاتور ریختند و با بیسکوییت خوردند!
بعد از خوندن این کتاب من خیلی به امروز ِ خودم و اون روز اون آدما فکر کردم ...
12 سال و 11 ماه و 25 روز و 39 دقيقه قبل