دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

روضه خواندن گریه زبان است / پس بیا تو هم گریه کن باش...

1392/07/06 - 12:37 در عاشقان امام حسین
1 ديدگاه
امیرحسیــن :-)

مادر ندارد، شاهی که تنها مانده و لشگر ندارد

آنقدر زخمی ست ،جایی برای بوسه بر پیکر ندارد

در بین گودال، افتاده و [!]ه ای بر سر ندارد

می دید زینب، اما چنین در خاک و خون باور ندارد

دورش شلوغ است، حالا که تنها مانده و یاور ندارد

می گفت زینب، شاید که قاتل همرهش خنجر ندارد

با گریه می گفت، ای کاش می شد پیرهنش را بر ندارد

گودال تنگ است، صحرا مگر جایی از این بهتر ندارد

بر روی سینه، نیزه نزن وقتی که او سپر ندارد

کشتید اما، دیگر چرا انگشت و انگشتر ندارد

وقتی که لب هاش، خشک است تاب خیزران تر ندارد

می گفت دشمن، کارش تمام است او که آب آور ندارد

با کینه میزد، می گفت فرقی با خود حیدر ندارد

یک سو رباب است، بیچاره تنها مانده و پسر ندارد

صد حیف حالا، آب آمده اما علی اصغر ندارد

یک سو رقیه، غیر از فرار او چاره ای دیگر ندارد

با تازیانه، دیگر مزن که طاقت این دختر ندارد

ای وای زینب، در بین نامحرم چرا معجر ندارد

12 سال و 11 ماه و 22 روز و 6 ساعت و 7 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)