دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بعد سالها دخترک کبریت فروش را دیدم ... بزرگ و زیبا شده بود ... به او گفتم :کبریت هایت کو ؟ می خواهم این سرزمین را به آتش بکشم ... خنده ی تلخی کرد و گفت: کبریت هایم را نخریدن ... سال هاست تن می فروشم ....! میخری...؟!؟

1392/07/06 - 23:16

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)