دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

وقتی ک با دنیادوست حرفم شد فکر نمیکردم دقیقا شب عیدی قراردادمو تمدید نکنه ولی.... اون پونزده روز عید بدترین ایام عیدم بود ، حاضر بودم تمام تکالیف عید بچه های فامیلو بنویسم ولی فردای سیزده ب در بلاتکلیف نباشم ... یکی دو ماه ب هم ریخته بودم یه روز ظهر از خونه زدم بیرونو رفتم سر خاک داداش مجید ... چن روز بعد یه جای خوب مشغول ب کار شدم ، همه چی یه چن سالی خوبو عالی بود تا این ک با عباسپور حرفم شد بازهم شب عید بود و باز هم فکر نمیکردم کسی شب عید بتونه .... این پونزده روز عید قاعدتا باید برام بدتر از اون عید سیاه قبلیه گذشته باشه ، باز رفتم پیش داداش ... دقیقا دو روز بعد رفتم یه جای بهتر ... تو زندگیم هر وقت ب یه دیوار میرسم ک زورم دیگه بهش نمیرسه میرم پیش مجید / داداش بزرگ برا همین وقتا خوبه دیگه

1392/07/09 - 13:49 در چهار راه

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)