دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

يک لحظه مکـث کــرد

1392/07/12 - 18:11 در سَــردِل
1 ديدگاه
ﬡᖲᗩᖇᗩ

وگرنه از پل گذشته بوديم و حالا داشتيم
برای همه‌چيز دست تکان می‌داديم

من اما روبه‌روی شهری ايستاده‌ام
که نای ايستادن ندارد
و نیم‌رخِ ماه بر شَبَش سوراخ است
و ردپاهای تو
در هزار کوچه‌اش سوراخ است
و جای لب‌هایت بر پیشانی‌ام سوراخ است

کليد را در جمجمه‌ام بچرخان و
داخل شو
به آغوشِ اعصابم بيا
در تاريکیِ سرم بنشين
اتاق را بگرد
و هرچه را که سال‌هاست پنهان کردهام
از دهانم بيرون بريز.
پرد‌ه‌ها را کنار بزن
چشمها را بشکن
و متن را از نقطه‌ای که در آن اسير شده
آزاد کن

12 سال و 11 ماه و 15 روز و 3 ساعت و 20 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)