دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

در طول زندگی کسانی که دنبال ترشی لیته می‌گشته‌اند بسیار به سراغم آمده‌اند، لحظه‌هایی ذهنم را آشفته‌اند و بعد... رفته‌اند.

1392/07/15 - 13:49 در شب نامه
2 ديدگاه
فردایی دیگر

روزها که در کتابفروشی مشغول کارم گاهی کسی وارد می‌شود و می‌پرسد: ببخشن آقا... هی آقا! چیزه... اشتباهی اومده‌م؟ دنبال لواشک و ترشی لیته و هله هوله چیزه... می‌دونین کجا میشه پیدا کرد؟
گاهی هم کسی شتاب‌زده می‌آید تو: آقا شما می‌دونین مغازه‌ی ایرانی...؟ چقدر قیافه‌تون آشناست... اوا!؟ سیبیلاتونو زده‌ین؟ خدا مرگم بده! شما آقای معروفی نیستین؟ چقدر عوض شده‌ین!؟ اول نشناختم... وای! چقدر خوشحالم که پیداتون کردم... بذارین برم خرید مریدامو بکنم، یه کم ترشی مرشی و زرشک مرشک بگیرم بعدش سر فرصت بیام کتاب متاب نگاه کنم باهاتون حرف بزنم... چقدر خوشبختین شما بخدا... راستی کتاب جدید چی نوشتین؟... مراقب خودتون باشین.
می‌رود دنبال ترشی لیته. من افکارم را جمع و جور می‌کنم، می‌روم کنار ماشین صحافی، و دوباره در ذهنم شروع می‌کنم به نوشتن... کجا بودم؟
در طول زندگی کسانی که دنبال ترشی لیته می‌گشته‌اند بسیار به سراغم آمده‌اند،
لحظه‌هایی ذهنم را آشفته‌اند و بعد... رفته‌اند......

12 سال و 11 ماه و 16 روز و 16 ساعت و 47 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)