دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

چه می خواهی از این خاموشی سرد......؟ زبان بگشا که می لرزد امیدم......! نگاه بی قرارم بر لب توست .......که می بخشی به شادی ها نویدم......! دلم تنگ است و چشم حسرتم باز ......چراغی در شب تارم برافروز......!به جان آمد دل از ناز نگاهت........ فرو ریز این سکوت آشنا سوز ......

1392/07/15 - 17:20 در بافندگان زنجیره عشق
2 ديدگاه
گمنام

مگو تلخي مگو هرگز نرنج تو ...
تو كه از اين دل هستي آگاه ...
چرا مي دهي هردم تو پندم ...
زبانم را بسوازني نگاهم را كني خاموش ...
تا با اين تن چه كردي ....
كه جانم را ندارد او فراموش ..
برو در كوچه ها بگو او ديوانه ي من بود ...
ببينيد بر سر ديوانه ام چه آوردم ...
شد يك ژنده پوش مست و مدهوش ...
... گمنام ...
@آیینه ی خیال

12 سال و 11 ماه و 15 روز و 11 ساعت و 14 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)