دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

مادربزرگم دو سال پیش میخواست ختم انعام بگیره و تمام خانمای فامیلو و یک خانم جلسه ای حرفه ای هم دعوت کرده بود. از صبح همه داشتیم کمکشون میکردیم که یهو ، یک ساعت مونده به مراسم برق رفت . مادر بزرگم به پدرم گفت سریع زنگ بزن اداره برق بگو برقمون رفته. بابای ما هم زنگ زدو گفت برق ما رفته.. یهو مادر بزرگم از اونور گفت ، بگو ...خانم آوردیم ، کلی پول دادیم ، حالا برق رفته شما خسارت مارو ...میدی... بابای ما هم هول شد و با عصبانیت به مامور برق گفتم : کلی پول دادم خانم آوردم ، حالا که برق نیست چه خاکی تو سرم بکنم..شما خسارت میدی؟... مامور برق اونور تلفن داشت زمینو گاز میزدو میگفت دوست عزیز 2 تا شمع روشن کن شاعرانه تره......من اینور از خنده خودمو به درو دیوار میکوبیدم... بابامم که تازه فهمیده بود چه سوتی داده سریع گوشی رو قطع کرد.... و از همه جالب تر مادر بزرگم بود که میگفت چرا الکی دارین میخندین

1392/07/15 - 17:34 در منطقه آزاد ....

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)